قلبت ک بی نظم زد یعنی عاشقی اشکت ک بی اختیار سرازیر شد بدون ک دلتنگی شبت ک بی خواب گذشت بدون ک نگرانی روزت ک بی شوق اغاز شد بدون ک نا امیدی سینت ک بی جا اه زد بدون ک پر حصرتی دلت ک بی دلیل گرفت بدون ک تنهایی🖤💀☠️😔️
یه حرف جالبی هست که میگه: هربار که سطح تان بالا میرود، چیزی را از دست خواهید داد؛ یک عادت، یک دوستی، یک رابطه، یک نسخه از خودتان. این باخت نیست. این هزینهی ورود است...🕊🌱
نوشته بود اگر یه کتاب بنویسی راجع به کسی که عاشقش بودی و بهش نرسیدی، صفحهی آخرش چی مینویسی؟ یه نفر نوشته بود: خیالِ بودنت به وسعتِ یک کتاب شد؛ اما اندوه نبودنت در یک جمله خلاصه میشود "تو متعلق به من نیستی..."️
او دور بود، خیلی دور؛ مثلاً آنسوی خیابان. هرچه تلاش میکردم نزدیکتر شوم، گویی فاصله میانمان بیشتر میشد. تا جایی که دیگر ایستادم و از تلاش دست کشیدم. انگار سهمم از او همین تماشای خاموش از این فاصله بود. و من، چه خوشنود که دستکم، میتوانستم او را در سکوت نظاره کنم.