پشت دستم را روی چشمانم کشیدم و
نمیدانم که داشتم اشک هایم را پاک میکردم یا اشک هایم را.️
。.゚و جان من شد بفرمان تو
چه جان و چه دل جمله قربان تو❥︎
یارانِ نو گرفتی و ما را گذاشتی
ما بیتو ناخوشیم،اگر تو خوشی زِ ما.
[مولانا]
شهر بوی دیگر میدهد
نکند تو آمده ایی ...؟!
عزیزحسینی
این که بهار است یا پاییز
چه فرقی می کند
بی تو هر فصلی نامش مردن است ...
سعدی اونقد عاشق طرف بوده که میگه:
کاش که در قیامتش بارِ دگر بدیدمی
کآنچه گناهِ او بُوَد من بِکِشَم غرامتش
باز هم کشته و بازنده این جنگ منم که تو با لشکر چشمانتو من یک نفرم❤👀🌟
️هر چه کویت دورتر، دل تنگ تر، مشتاق تر ...
️