#انگیزشی #پرف #پرف_دخترونه
چهکسیمیداند،
کهتودرپیلهٔتنهاییِخودتنهایۍ؟
چهکسیمیداند،
کهتودرحسرتیکروزنهیفردایۍ؟
پیلهاترابُگشا
توبهاندازهٔپروانهشدنزیبایۍ🌹🌿')️
4.9
موفقیت شعر انگیزشی
⋆چون درختِ فروردین، پرشکوفه شد جانم
دامنی ز گل دارم، بر چه کس بیفشانم؟
⋆ای نسیم جانپرور، امشب از برم بگذر
ورنه اینچنین پر گل، تا سحر نمیمانم
⋆لالهوار خورشیدی، در دلم شکوفا شد
صد بهار گرمیزا، سر زد از زمستانم
⋆دانهی امید آخر، شد نهال بارآور
صد جوانه پیدا شد، از تلاش پنهانم
⋆پرنیانِ مهتابم، در خموشی شب ها
همچو کوهِ پابرجا، سر بنه به دامانم
⋆بوی یاسمن دارد، خوابگاه آغوشم
رنگ نسترن دارد، شانههای عریانم
#بهبهانی️
3.3
دخترانه شعر ادبی
.
عشق، این شعله که بر دار و ندارم افتاد
گرهای بود که بر رشتهی کارم افتاد
جانم از راه گلو داشت میامد بالا
آنچنان سخت که یکباره فشارم افتاد
آخرین نامهات از دست من آنجایی که
گفته بودی که تو را دوست ندارم افتاد
چه بگویم به چه طرزی دل و جانم میسوخت
عشق، این شعله که بر دار و ندارم افتاد...️
4.6
غمگین شعر حقیقت عشق یک طرفه نامردی
#قلب'(:
نفهمترینعضوبدن'(:
#بغض'(:
مزخرفترینحسممکن'(:
#مغز'(:
لجبازترین
عضوبدن'(:
#اشک'(:
خالیشدن'(:
#غرور'(:
مانِـــــع'(:️ ️
4.9
شاخ شعر لاتی مغرور حقیقت
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم
آن ز بیباکی و گستاخیست هم
هر که بیباکی کند در راهِ دوست
رهزن مردان شد و نامرد اوست
از ادب پرنور گشتهست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد مَلَک
👑. ️
3.7
شعر مذهبی مولانا ادبی خدا
بہ من ضرر زده هر بار دوست، دشمن نـہ!
کہ جاے خنجر او بر دل است، بر تن نـہ
در این زمانـہ کہ هر کس فقط بـہ فکر خود است
کسے به داد کسے میرسد؟ یقینا نـہ
دلی کہ گم شده پیدا نمیشود دیگر
چـنان کہ در دل انبار کاه سوزن، نـہ
شروع عید من از نیمہی زمستان است
که داغ "مـهر" بہ جانم نشستہ، "بـهمن" نـہ
اگرچـہ عشق بہ هر صورتی خوش است، ولی
"سیاوش" است که آتش گرفته، "بیژن" نـہ
دل است و زنده بہ شوق رسیدنی دیگـر
کہ شد بہ فاصلـہ ️
4.7
غمگین شعر خسته دلتنگی نامردی
¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است ️
5.0
شعر ادبی
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم️
5.0
شعر متفرقه
- کشتهام احساس را تا دل نبندد پای تو ،
تا نشیند هی نگوید قصهی زیبای تو ..!
زیر خرواری ز خاک و خاطره با خون دل ؛
زندهزنده دفن کردم، عشق را هم پای تو : )!
قاتل و مقتول این جرمی ك رخ داده منم ،
پای منتاوان این ، اما گناهش پای تو . . )!️
4.9
عاشقانه شعر ادبی دوستت دارم شاد
اینقدر بلند قهقهه میزنم که همه فکر میکنن غرق شادی ام ؛
تا زمانی که دفتر شعرمو براشون باز میکنم،
اونوقت که با خوندن هر بیت چشماشون ابریمیشه و میباره
آره عزیزم درد یه شاعر تو شعراشه :)️
3.5
غمگین شعر شعر احساسات پنهان روانشناسی هنر بیان هنری هنرمندان، بهویژه شعرا، اغلب از بیان هنری خود به ع...
درد پنهان شاعر: از قهقهه تا اشک در دفتر شعر:
هنرمندان، بهویژه شعرا، اغلب از بیان هنری خود به عنوان دریچهای برای پردهبرداری از لایههای عمیقتر احساسات استفاده میکنند که در ظاهر پنهان ماندهاند. این دوگانگی بین «نمای بیرونی» و «واقعیت درونی» موضوعی دیرینه در روانشناسی هنر است، جایی که خلق اثر، خود نوعی پالایش و مواجهه با حقیقت وجودی هنرمند میشود. شعری که خنده را به اشک تبدیل میکند، گواه قدرت این فرایند است.
راهکار:
گاهی اوقات، بهترین راه برای رهایی از احساسات پنهان، یافتن یک کانال خلاقانه است. نوشتن، نقاشی یا حتی موسیقی میتواند به شما کمک کند تا دردهایتان را به شکلی سازنده و هنرمندانه بیان کنید و به آرامش برسید. این کار نوعی پالایش روحی است.
تماشا
از فراقت چشم یارت همچو دریا باشد
کی رسدآن رخ زیبایت نقش تماشاباشد
همچو گل بوی کشم زلف پریشان رخت
تاکه آن بوی زلف گلت یاددل شیدا باشد..
عارف لرستانی..🌷💚🌷️
3.8
عاشقانه شعر شعر عاشقانه فراق غزل فارسی ادبیات کلاسیک این شعر کوتاه، منسوب به عارف لرستانی، با بهرهگیری...
شعر عاشقانه فراق: چشمان دریا و دل شیدا:
این شعر کوتاه، منسوب به عارف لرستانی، با بهرهگیری از تصویرسازیهای زنده مانند «چشم همچو دریا» و «بوی زلف پریشان»، جوهر شعر غنایی کلاسیک فارسی را به زیبایی به تصویر میکشد. این عناصر، ویژگی غزلهای عاشقانه هستند که در آن فراق، ارزش زیبایی معشوق را دوچندان کرده و هر خاطرهای از او را به منبعی از دلدادگی پرشور (دل شیدا) تبدیل میکند.
راهکار:
اگر این نوع ابراز احساسات عمیق شما را به وجد میآورد، توصیه میکنم برای غنیسازی واژگان احساسی و درک عمیقتر عشق، به مطالعه آثار شاعران کلاسیک فارسی چون حافظ و سعدی بپردازید. این آثار آیینهای تمامنما از عواطف انسانی هستند.
مرا ندیده بگیرید و بُگذرید از من
که جز ملال، نصیبی نمیبرید از من
خزان به قیمت جان جار میزنید، اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظارِ نفس هایِ دیگرید از من....
"حسین منزوی"️
3.2
شعر فلسفی تنهایی حسین منزوی خزان بهار تنهایی حسین منزوی در این شعر، با زبانی تلخ و در عین حال ز...
شعر حسین منزوی: گذر از خود و انتظار:
حسین منزوی در این شعر، با زبانی تلخ و در عین حال زیبا، به مفهوم رهاسازی و بیاعتنایی به خود اشاره میکند. او با تشبیه خزان و بهار، ارزشهای ظاهری و واقعی زندگی را به چالش میکشد و بر اهمیت پذیرش تنهایی و انتظار میپردازد.
راهکار:
برای غلبه بر احساس تنهایی، سعی کنید در فعالیتهای اجتماعی شرکت کنید و با افراد جدید ارتباط برقرار کنید. این کار به شما کمک میکند تا دیدگاههای جدیدی کسب کنید و احساس تعلق بیشتری داشته باشید.
پس چو آهن گرچه تیرههیکلی
صیقلی کن صیقلی کن صیقلی
تا دلت آیینه گردد پر صور
اندرو هر سو ملیحی سیمبر
آهن ار چه تیره و بینور بود
صیقلی آن تیرگی از وی زدود
صیقلی دید آهن و خوش کرد رو
تا که صورتها توان دید اندرو
گر تن خاکی غلیظ و تیره است
صیقلش کن زانک صیقلگیره است
تا درو اشکال غیبی رو دهد
عکس حوری و ملک در وی جهد
صیقل عقلت بدان دادست حق
که بدو روشن شود دل را ورق
صیقلی را بستهای ای بینماز
وآن هوا را کردهای دو ️
5.0
شعر حقیقت
چه کسی می داند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشا، تو به اندازه پروانه شدن زیبایی~🦋 •سهراب سپهری ️
4.7
شعر تنهایی ادبی
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیز ترین حالت غمگین شدن است
شعرهای ناب و کوتاه
فاش می گویم و
از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و
از هر دو جهان آزادم
️
4.8
عاشقانه شعر دوستت دارم آرامش
دل در غمِ این جهانِ فانی چه کند
با دیدهی پر ز اشک، جانی چه کند
گردون به مدارِ خویش میگردد
دل بسته به این گمانِ واهی چه کند
هر نقش که زد زمانه بر لوحِ حیات
چون باد گذشت، باقیِ راهی چه کند
ما سایهی زخمِ خویش میزییم
در آینهی غبارِ آهی چه کند
گر مقصدِ جان فناست، پس ای دلِ خام
با عشوهی این سرابِ خالی چه کند
از حافظِ روزگار پرسیدم راز
گفتا: به فنا رسد، الهی چه کند؟
شاعر:خودم:)️
5.0
غمگین شعر ادبی
سئوگیلیم عشق اولماسا دنیا بوتون افسانه دیر
عشقدن محروم اولان اینسان لیغا بیگانه دیر
استاد شهریار❤
عزیز من عشق نباشد، دنیا فانی و پوچ است
کسی که از عشق محروم باشد از انسانیت بدور است️
4.9
شعر بهترین ها زندگی ادبی خدا
باخت از آن من نیست…..
عشق من تو را به زانو در خواهد آورد…
یاد من قدم هایت را سست میکند….
و نگاه من دین و ایمانت را به آتش میکشد و تو در خاکستر چشمان من خواهی سوخت….
این من نیستم که غرورم را شکسته و اعتراف میکند….
رمز قلبت در دستان من است….
پس زانو بزن…
و در آخر….
من دختری که عاشق نمیشوم….ولی وقتی در های قلبم برای تو باز شد تو را هم دیوانه ی خودم میکنم……️
4.3
عاشقانه شعر حقیقت دوستت دارم
از زمانی که تو را بین خلائق دیدم
مثل یک فاتح مغروز به خودم بالیدم
عشق یک بار به من گفت برو گفتم چشم
حق صد بار به من گفت نرو نشنیدم
پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم
تو چه کردی که به گور پدرم خندیدم
سال ها درد کشیدم که به دردم بخوری
اخرش رفتی و از درد به خودم پیچیدم
از دهانم که پر از توست بدم می اید
تف بر آن لحظه ای که لب های تورا بوسیدم
داستان منو زیبایی تو یک خط است
بچگی کردم و از لای لجن گل چیدم
تشنه بودم که تو ساک سفر️
4.9
غمگین شعر حقیقت زندگی ادبی
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
گر چه گفتند بهاران برسد مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
کلِ این دهکده فهمید که عاشق شده ام
خبر اما به تو ای دختر چوپان نرسید
در دل مزرعه بغضم سله بسته است قبول!
گندمم حوصله کن نوبت باران نرسید…
نان عاشق شدنم را پسر خان می خورد
لقمه ای هم به منِ بچه ی دهقان نرسید️
3.4
عاشقانه شعر عشق نرسیده تقدیر صبوری قصه ناتمام این شعر با ظرافت، حسرتِ عشقی را بیان میکند که حتی...
شعری از تقدیر نرسیده و عشق پنهان:
این شعر با ظرافت، حسرتِ عشقی را بیان میکند که حتی با وجود علنی شدن در دهکده، به گوش معشوقه، دختر چوپان، نرسیده است. تصویری از ناتوانی در رسیدن به سرنوشت دلخواه، حتی پس از تلاش بسیار و تحمل سختی، که با مفهوم «تقدیر» و «تقدیر خود» در هم آمیخته است. گویی تلاشهای عاشقانه، مانند گندم مزرعه، در انتظار بارانِ رسیدن به معشوق، سله بسته ماندهاند.
راهکار:
گاهی تقدیر این است که داستان ما به سرانجامی نرسد، اما این بدان معنا نیست که عشق ما بیارزش بوده. بپذیرید که در نهایت، خودتان تکیهگاه خود خواهید بود.
کُرد ها به کسی که خیلی دوسش دارن
و بهش دلبستهان میگن:
" گلاره چاوم "
یعنی روشنی چشمم
یعنی کسی که تو سختیات
نور میبخشه به قلب و چشمات🫀♥️
️
4.8
شعر بهترین ها آرامش دوستت دارم
با کدام بال میتوان از زوال روزها و سوزها گریخت؟
با کدام اشک میتوان پرده بر نگه خیرهی زمان کشید؟
با کدام دست میتوان عشق را به بند جاودان کشید؟
با کدام دست؟
فروغ فرخزاد🩶️
3.3
غمگین شعر زندگی ادبی
معلمی گفت : توانا بود هرکه... ؟
دانش آموز گفت :
"توانا بود هرکه دارا بود"
ز ثروت دل پیر برنا بود
تهیدست به جایی نخواهد رسید
اگر چه شب و روز کوشا بود
ندانست فردوسی پاکزاد
که شعرش در این ملک بیجا بود
گر او را خبر بود از این روزگار
که زر بر همه چیز والا بود
نمیگفت آن شعر معروف را
"توانا بود هرکه دانا بود"
️
3.9
غمگین شعر حقیقت مولانا ادبی
با عجله داشتم میدویدم
خوردم به یک چیزی
آدم بود!
منتظر بودم بگه
مگه کوری
دستش را به طرفم دراز کرد
بهم دست داد
و لبخند زد
فکر کنم انسان بود️
4.8
شعر بهترین ها حقیقت زندگی
«دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدم و تو را همیشه نمی بینم!
دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم و بخاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم!
تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی ولی نزدیکترین به قلبم..»
_محمود درویش ️
3.9
عاشقانه شعر تحول درونی پیوند عاطفی قدرت عشق عشق غایب محمود درویش، این شاعر بزرگ، در این قطعه به زیبایی ...
عشقِ دور، قلبِ نزدیک: دریچهای به روح درویش:
محمود درویش، این شاعر بزرگ، در این قطعه به زیبایی مفهوم «عشق غایب» را شکافته است؛ عشقی که فراتر از حضور فیزیکی، به نیرویی درونی برای نوشتن، خندیدن و حتی تغییر در فرد عاشق بدل میشود. این دیدگاه، پیوند عمیق عاطفی را مستقل از فاصلهها، یادآور میشود و قدرت تحولبخش عشق را به نمایش میگذارد.
راهکار:
به تأثیر عمیق احساسات بر خودتان توجه کنید؛ این نیروهای درونی، فارغ از شرایط بیرونی، میتوانند منبع رشد و دگرگونی شخصی شما باشند و به شما قدرت ببخشند.
حتی اگه بمیرم هم فکرت نمیره از سرم
زبونت میگه برو چشمت نمیگه من نرم
من فقط میخوام روی قلبت بشینه اثرم
بهم نگو برو که میدونی بیزار اَ رفتنم
بهم میگی برو ولی میخوای بمونم پیشِ تو
نگاهت میسوزونه منو تنده آتیش تو
تاریکه تاریکه شبو میخوام تا میشه
دل ندم به سرنوشت و هر چی که بازی شه️
4.9
عاشقانه شعر موسیقی
ܥܝܢܚـࡅ߳ܘ ܢ̣ـߊܝ̇ܨ ܟܿࡐܢ̣ـܫ☠
ࡐܠـܨ ࡍ߭ ܢ̣ߊ ܧܠـܢ̣ߺ ࡅ࡙ܭـࡅ࡙✞
ܩࡍ߭ ࡅ߳ـࡐܝࡐ ߊܝܝ̇ࡐ ܭـܝܥܩ⦳
ܟܿــבߊ ܥߊܥࡅ߳ߺߺܙ ܢ̣ߺ ߊࡐࡍ߭ ࡅ࡙ـܭࡅ࡙ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ☠️
4.9
غمگین شعر دلتنگی
نذر ڪردم ڪہ خدا جرات آن را بدهد
جاے اسمت فقط اینبار نگویم خواهر😕😂
️
5.0
تیکه دار شعر ادبی دوستت دارم خجالتی