تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی تو نه بر انی که منم من نه بر انم که تویی من همه در حکم توام تو همه در خون منی گر مه و خورشید شوم من کم از انم که تویی️
راست میگفت که در بند دلم باز شکفت عشق در دم ،در کف سفرهٔ ایمان بگفت عاشقی شور دلی است که سامان دارد غم معشوق چه بکر است ،پایان دارد صفحه ام این بار، زود تر، تمام خواهد شد در دلم باز این مسیرم پیشگام خواهد شد در تمام شعر گفتم من ، درد بند ها در تمام عمر سفتم من، این پایبند را شعر نیز سر و سری در پس ابهام دارد عاشق که باشی شعر هم بیتی به اتمام دارد :)