آشیان هر جا گرفتم لانه صیاد شد
دوستی با هر که کردم خصم مادرزاد شد
بـــا تو سخنانِ بـــی زبان خواهم گفت
از جمله ی گوش ها نهان خواهم گفت
جـز گـــوشِ تـو نشنود حدیث من کَــس
هـــر چند میـــانِ مردُمــان خواهم گفت
(مولانا)
بی سبب نیست که هم جانے و هم جانانی˘˘️
خندیدنش برای من قشنگه
مثل فرشته هاست مامان خوبم
بهشت زیر پاش اینو میدونم
بابا پر از محبّته همیشه
از خوبی هاش یک لحظه کم نمیشه
خانم معلم میگه مامان بابا
دو تا گل اند توی یه باغ زیبا
با این گلا همش فصل بهار
نگاهشون عطر خدا رو داره
میگه گه اگه که دوست داری خدا رو
گوش بده حرف امام رضا رو
حرف امام رضا به ما همینه
که غم رو صورت اونا نشینه️
میبوسه دستای مامان بابارو
می رسه آدم به آدم...
ای کاش فرشته نبودی!
گریه میاندازَدَت با اوجِ بی منظوریاش...🖤😅🫠🙂🥺
-فاضل نظری! ️
تا وقتی که من این جهانِ غریب را ترک
بگویم، جهانی که دارد خستهام میکند،
تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی
چقدر دوستت داشته ام 🩵
.
#آلبر_کامو
️
كه به ماسوا فكندي همه سايهي هما را
❤💫✨
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
.
.
.
📝شهریار️
کَِهَِ اَِیَِسَِـَِتَِاَِدَِهَِـَِ بَِمَِیَِرَِمَِ بَِهَِ اَِحَِتَِرَِاَِمَِ عَِلَِیَِ(َِعَِلَِیَِهَِ اَِلَِسَِلَِاَِمَِ)َِ 彡★️
چه زیبا گفت مولانای جان: هزار بار... گر پیاده طواف کعبه کنی قبول حق نشود گر دلی بیازاری...
️فاضل نظری :
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم ...
به چهره ها و راه ها
چنان نگاه می کنم
که کور می شوم
چه مدتی ست دلبرا،
ندیده ام تورا؟
•رضابراهنی
️تنها مدارا میکنیم،دنیا عجب جایی شده...
️آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
کاش می آمد و از دور تماشا میکرد
یک نقطه است اشک ز مجموعه غمم...
#صائب
از تــــو به غیــــر از تــــو بخــــواهم...️
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
زندگی نیست بجرپز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق
بجز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه
و اندازه یک عمر بیابان دارد
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
در این فرصت کم؟
خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا
گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا
مرده ام، دارم خوراک جانورها می شوم
بی خیال از رنج فریادم تردّد می کنند
باعث لبخند تلخ رهگذرها می شوم
با زبان لال خود حس میکنم این روزها
هم نشین و هم کلام کور و کرها می شوم
هیچ کس دیگر کنارم نیست، می ترسم از این
این که دارم مثل مفقود الاثرها می شوم
عاقبت یک روز با طرز عجیب و تازه ای
می کشم خود را و سر فصل خبرها می شوم!
𓍯 ִֶָ ࣪𝓼𝓱𝓲𝓻𝓲𝓷️
°•جـــان بــ...ــه جـــانــم هـــم کنــنـــد، آرام جٔــ...ـان مــن تــویــ♥ـــی•°
️یاد گرفته ام
تنهایی را
ماهرانه پشت روزنامه ای پنهان کنم
اما از مهتاب
که بوی شانه های تو می داد
چیزی را نمی توان پنهان کرد ...
قبل از انکه دل برنجانی کلامت را بسنج تیر رفته بر نمیگردد به اغوش کمان🧿📿
️لحظهٔ چون ما برون شدشهریار
می رودجان همرای پای آن نگار
لحظهٔ آمد خیال آن عشق دوست
تا کنم امواج موجش در دل برقرار..
عارف. ✨💚🌹
️