تو در قلب من فرمانروایی و دگر مثلت نیست،ولی من در قلب تو اعدامی ام حبس میکشم تو در یادم هروز تازه میشوی،ولی من در یاد تو کهنه ام با خاک هم صحبت میشوم تو در چشمانم هر لحظه پیدا گشته ای،ولی من در چشمانت غباری از اشکم پاک میشوم تو در نوشته هایم محبوس خاطراتمی،در آخر من در نوشته هایت هرشب کمرنگ میشوم=)♡️