عشق آن است که خیابان به خیابان همه راه ردکنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی مادرم گفت گفت که عاشق نشوی گفتم چشم چشمای تو مرا بی خبر از چشمم کرد عشق ان است که یوسف بخورد شلاقی درد از سرو تن . مغز زلیخا برود....*:️
نوشته بود : "اگه خواستی بری طوری زخم بزن که دیگه نتونم سمتت بیام؛ من از دلخوش بودن میترسم، من از نصف نیمه حضور داشتن میترسم، نمیخوام هیچ امیدی واهی ای باقی بمونه."️
و اما یادت نرود عزیزم؛ من همیشه شانهام را برای تکیه کردن تو، آغوشم را برای غم ها و خستگی هایت، و چشم هایم را برای خواندن حرف های ناگفته ی نگاهت کنار میگذارم. یادت نرود؛ هرموقع به دنبال جایی برای گریختن بودی، به من بازگرد. که من وطن تو هستم🫀:)
عشقم...💕 میدونی جان وجهان منی هم ، رفیقمی هم عشقمی وهمدم زندگیمی🦋 وتا اخرین روز زندگیم صادقانه ومتعهد وفادار به قلب پاک ومهربونت بیشتر از هر روز دقیقه ها وثانیه های♥️ قبل عاشقت هستم و دوست دارم برای همیشه عشق همیشگی منی و عشقم یادت نره...💎 بیشتر از هرکسی دوست دارم 💍 ممنونم از خدا که تورو سر راه زندگیم گذاشت تا بدونم چقدر خوشبختم که تورو دارم 🌸🤍🔐•️