شعری از تقدیر نرسیده و عشق پنهان:
این شعر با ظرافت، حسرتِ عشقی را بیان میکند که حتی با وجود علنی شدن در دهکده، به گوش معشوقه، دختر چوپان، نرسیده است. تصویری از ناتوانی در رسیدن به سرنوشت دلخواه، حتی پس از تلاش بسیار و تحمل سختی، که با مفهوم «تقدیر» و «تقدیر خود» در هم آمیخته است. گویی تلاشهای عاشقانه، مانند گندم مزرعه، در انتظار بارانِ رسیدن به معشوق، سله بسته ماندهاند.
راهکار:
گاهی تقدیر این است که داستان ما به سرانجامی نرسد، اما این بدان معنا نیست که عشق ما بیارزش بوده. بپذیرید که در نهایت، خودتان تکیهگاه خود خواهید بود.