عـاشقی جـرم قشنگی ست گرفتارم کـرد خواب بودم که شبی عشق تـو بیدارم کرد آمـدم گریــه کنـم تـا تـو نگاهـم بکنـی چـون ستـاره بـه تماشای شب تـارم کرد آمـدی خـواب مـرا از چـه پریشان کردی گفتی عاشق شـده ام عشق تو بیمارم کرد آمـدی خـانـه ی ویــرانه گلستان کـردی بـوسـه ای از لب تـو شهـره ی بازارم کرد آمــدی دل ببــری؛ یـا بخـری؛ فهمیـدم وقت خواب آمدی و عطـر تـو بیدارم کرد تا تو را دیدم و دل را بـه تو دادم آن شب ️
گاهی فکر میکنم اگر روزی از یاد تو بروم، شاید شهر هنوز همان شهر باشد، خیابانها همان خیابانها… اما برای من جهان از جایی خاموش شد که دستهایت دیگر در دستهایم نبود.
آدمها میگویند زمان همهچیز را آرام میکند، اما زمان فقط یادم داد چطور با جای خالی تو زندگی کنم. :::