نگاه کن که غم درون دیدهام چگونه قطره قطره آب میشود . . چگونه سایهی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب میشود . . نگاه کن تمام هستیام خراب میشود . . شرارهای مرا به کام میکشد مرا به اوج میبرد مرا به دام میکشد . . نگاه کن تمامِ آسمانِ من پر از شهاب میشود . . تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشاندهای مرا کنون به زورقی ؛ ز عاجها ، ز ابرها ، بلورها مرا ببر امیدِ دلنوازِ من ببر به شهرِ شعرها و شورها . . ️