آخرش یک نفر از راه میرسد که بودنش جبرانِ تمامِ نبودنهاست
جبرانِ تمامِ بی انصافیها و شکستنها … یکی که با جادویِ حضورش دنیایِ تو را متحول میکند … جوری تو را میبیند که هیچ کس ندیده … جوری تو را میشنود که هیچ کس نشِنیده … و جوری روحِ خسته تو را از عشق و محبت اشباع میکند
که با وجود او دیگر نه آرزویی میماند برایِ نرسیدن
و نه حسرت و اندوهی برای خوردن … دستش را که گرفتی در چشمانش که نگاه کردی بگو. ،ادمه دارد.️