⤹.' #زییایی ‹.🌸🌿.› .'⤸.⬚.
مراقبت مو بعد از حمام🧖🏻♀👩🏻
- باد سشوار رو خیلی داغ نکن🔥
- موی خیس رو شونه نکن 💧
- آب اضافی مو رو با حوله بگیر👳🏻♀
- بعد از گرفتن آب اضافی مو ، روغن مو یا ماسک مو بزن💆🏻♀
- فاصله پوست سر با باد سشوار زیاد باشه
- حد امکان از سشوار استفاده نکن❌
⋅ ─ ─ ─ ─ ⋅ ❀ ⋅ ─ ─ ─ ─ ⋅️
1.0
دخترانه علمی آسیب سشوار به مو موی خیس شانه نکنیم مراقبت از مو بعد از حمام روغن مو بعد از استحمام واقعیت شگفتانگیز: موی خیس تا ۳۰٪ ضعیفتر و کشسان...
مراقبت از مو بعد از حمام؛ ۶ نکته طلایی برای جلوگیری از آسیب:
واقعیت شگفتانگیز: موی خیس تا ۳۰٪ ضعیفتر و کشسانتر از موی خشک است؛ چون آب پیوندهای هیدروژنی کراتین را میشکند و کوتیکول را متورم میکند. شانه کردن موی خیس مثل کشیدن تار عنکبوت خیس است؛ یک حرکت اشتباه میتواند باعث موخوره و شکستگی شود. آسیب بعد از خشک شدن مو باقی میماند. پس چرا هنوز خیلیها با موی خیس میخوابند؟
راهکار:
نکته تکمیلی: برای کاهش اصطکاک و موخوره، موی خیس را با تیشرت نخی بهجای حوله خشک کنید و اگر استفاده از سشوار ضروری است، حرارت ملایم و فاصله ۱۵ سانتیمتری کافی است.
گفتم کم نمیشه هیچوقت فاصلمون
خواستی عوض شی کلهم واسه من
حالم خوب نی اصلا انگار کورن همه
گفتم نقطه ضعفم نباش زومن همه رو من
تنهایی 3 صبح تو اتاقم
تو بدنت تو پتو رو بدنش️
1.0
غمگین خیانت احساس نادیده گرفته شدن فاصله عاطفی خیانت عشقی تنهایی ساعت ۳ صبح ساعت ۳ تا ۴ بامداد اوج ترشح ملاتونین و افت دمای بد...
تنهایی ساعت ۳ صبح و حس خیانت؛ روایت فاصله عاطفی:
ساعت ۳ تا ۴ بامداد اوج ترشح ملاتونین و افت دمای بدن است؛ مغز در این بازه بیشتر مستعد نشخوار فکری و مرور خاطرات دردناک میشود. حس «همه کورن» هم با «شفافیت وهمی» مرتبط است: فکر میکنی دیگران باید دردت را ببینند، اما هیجان درونت برای بیرون نامرئی است. تنهایی ۳ صبح چقدر فیزیولوژیک است و چقدر روایت ذهن؟
راهکار:
متن را میشود مثل یک قاب سینمایی خواند: راوی ساعت ۳ صبح میان خیال خیانت و نیاز به دیده شدن گیر کرده است. بهجای نتیجهگیری درباره واقعیت رابطه، شاید جذابترین ادامهاش این باشد که از زاویه «پتو» یا «دوربین» روایت شود؛ چون در این متن دیدن و دیده نشدن موتیف اصلی است.
پارت ۹
در بالای برج، آنها با «ساعتسازِ تاریک» روبرو شدند؛ مردی که زمانی محافظِ زمان بود اما اکنون استادِ سایهها شده بود. او به رادین گفت: «تو فقط یک ظرف برای این قدرت هستی، نه صاحبش.» او سعی کرد با استفاده از عقربههای غولپیکرِ برج، رادین را در میانِ زمانِ متوقفشده زندانی کند تا او برای همیشه در یک لحظهی دردناک باقی بماند.️
-
فانتزی و تخیلی فلسفی قدرت زمان داستان فانتزی فارسی ساعتساز تاریک زندان لحظه مغز انسان در لحظات خطر، خاطرات را با جزئیات بیشتری...
رویارویی با ساعتساز تاریک در برج زمان:
مغز انسان در لحظات خطر، خاطرات را با جزئیات بیشتری ثبت میکند و به همین دلیل زمان کندتر به نظر میرسد؛ این پدیده شبیه همان تلهٔ ساعتساز تاریک است که یک لحظهٔ دردناک را بیپایان میکند. در فیزیک نسبیت، زمان برای ناظرِ در حرکت کند میشود، اما هیچ ناظری نمیتواند در یک لحظه کاملاً متوقف شود مگر آنکه از افق رویداد سیاهچاله عبور کند. اگر در یک لحظه گیر بیفتید، کدام لحظه را انتخاب میکنید؟
راهکار:
برای قسمت بعد، میتوانی ساعتساز تاریک را یک ضدقهرمان تراژیک کنی که خودش هم در یک لحظهٔ تلخ گیر افتاده و رادین باید بهجای نابودی، او را رها کند.
خبرگزاری Naver، با انتشار مقالهای در وبسایتش ترک Click رو توصیف کرد :
این ترک اولین ترک از فول آلبوم پیش روی جیسوئه که شامل چندین ترک دیگه هم میشه. جیسو بعد از 11 ماه از انتشار ترک Eyes Closed در حال انتشار ترک سولو (بدون همکاری) هست که موزیک ویدیوش در شمال شرقی بانگکوک تایلند فیلمبرداری و توسط Joseph Khan کارگردانی شده، این کارگردان که برندهی جایزه گرمی هم شده قبل از این با آرتیستهایی مثل تیلور سوئیفت،ادامه…️
2.3
ادامه…:
بریتنی اسپیرز، لیدی گاگا و امینم کار کرده.
اخبار هنری جیسو بلک پینک آهنگ جدید جیسو جوزف کان موزیک ویدیو کلیک اقتصاد تولید موزیکویدیو در کیپاپ حالا چنان جهانی...
اولین ترک سولو جیسو با موزیکویدیوی کلیک در بانکوک:
اقتصاد تولید موزیکویدیو در کیپاپ حالا چنان جهانی شده که بانکوک به لوکیشن استاندارد تبدیل شده است؛ تایلند با مشوق مالیاتی ۱۵ تا ۲۰ درصدی برای تولیدات خارجی، سالانه میزبان دهها پروژه کرهای است. انتخاب جوزف کان برنده گرمی، هزینه تولید را تا سطح ویدیوهای پاپ غربی بالا میبرد، اما کمپانیهای کیپاپ این را سرمایهگذاری روی بازار جهانی میدانند نه هزینه.
راهکار:
جزئیات فنی این خبر نشان میدهد کمپانی جیسو با انتخاب جوزف کان، کارگردان برنده گرمی و همکار سابق تیلور سوئیفت، بودجه بصری پروژه را در سطح استانداردهای پاپ غربی بالا برده است؛ این یعنی فولآلبوم پیش رو احتمالاً با استراتژی جدی ورود به بازار جهانی منتشر میشود.
بودنشون می ارزه به نبودن خیلیا ⛓️ :)
@folder3mobin🦋🌝🌈
@tapesh14🦋🌝🌈
@Entezar_1389🦋🌝🌈
@lysaaa🦋🌝🌈
@Urumia_girl🦋🌝🌈
@Farzandeh_Iran🦋🌝🌈
@SETAd🦋🌝🌈
@PV_NIlayy🦋🌝🌈
@k_baloch🦋🌝🌈
@aykall🦋🌝🌈
@tara49mm🦋🌝🌈
@yeki_shahi🦋🌝🌈
@pv_Beny🦋🌝🌈
@hatii🦋🌝🌈
@sukrhjri🦋🌝🌈
@omid_m1389🦋🌝🌈
@thebawrannn🦋🌝🌈
@OMeLiNa🦋🌝🌈
@toxic2🦋🌝🌈
@haylin_0🦋🌝🌈
@Casperr🦋🌝🌈
@lalalalisa_m30🦋🌝🌈️
2.3
@shdishs🦋🌝🌈
@VAHSH_YAGHI🦋🌝🌈
@davood1🦋🌝🌈
@SilentGirl🦋🌝🌈
@Gepxbar0🦋🌝🌈
@asal4🦋🌝🌈
@yal9da🦋🌝🌈
@anaheta091🦋🌝🌈
رفاقتی ارزش دوستای واقعی دوری از آدمای سمی رفاقت صمیمی بودن آدمای خاص مغز انسان طبق عدد دانبار فقط ظرفیت نگهداری حدود ۱۵...
ارزش بودن دوستای واقعی؛ بودنشان میارزد به نبودن خیلیها:
مغز انسان طبق عدد دانبار فقط ظرفیت نگهداری حدود ۱۵۰ رابطه را دارد، اما برای آرامش هیجانی نه کمیت که عمق چند پیوند معدود مهم است. در روانشناسی تکاملی، دلبستگی به حلقهٔ کوچک، بقای نیاکانمان را بیشتر تضمین میکرد تا پراکندهشدن میان دهها آشنای سطحی. جالبتر اینکه طرد شدن از همین جمع کوچک از نظر مغز شبیه درد فیزیکی پردازش میشود؛ برای همین ارزشِ بودنِ آدمهای خاص، از نبودن خیلیها بیشتر است.
راهکار:
این جمله را میشود مثل یک معادلهٔ سادهٔ دلبستگی خواند: «کیفیت رابطه = عمق حضور ÷ تعداد مخاطب». آدمهایی که اسمشان را با پروانه و رنگینکمان نشان میدهی، در واقع سیستم پاداش مغزت را فعال میکنند؛ هر بار دیدنشان مثل یک دوز کوچک اُکسیتوسین است. نکته اینجاست که این حسابوکتابها را مغز بیآنکه تو بدانی انجام میدهد و بعد جملهٔ بالا از دهانت بیرون میپرد. شاید به همین دلیل است که در بزنگاهها، بودنِ یک نفر از پشتوانهٔ صد آشنا بیشتر میچسبد.
✞✞ اے یار من آنقـבر בوستت בاشتم کـہ وقتے یـہ لحظـہ نمیبوבے جانم میر؋ـت نـ؋ـسم میگر؋ـت بے تو حال تو بامن چـہ کرבے کـہ اینگونـہ ازتو בورشـבم اینگونـہ نمیخواهمت حال اینگونـہ نمیخواهے مرا................... ✞✞️
1.0
عاشقانه جدایی دلشکستگی از عشق دوری از معشوق بیزاری بعد از عشق دوست دارم ولی نمیخوامش در علوم اعصاب، عشق و طردشدگی از یک مدار مشترک با «...
دوست دارم ولی نمیخوامش؛ درد دلتنگی و جدایی:
در علوم اعصاب، عشق و طردشدگی از یک مدار مشترک با «درد فیزیکی» و «اعتیاد» عبور میکنند. وقتی پس از عاشقی میگویی «دیگر نمیخواهمت»، مغز برای کاهش دوپامینِ ازدسترفته، نوعی ضددردِ طبیعی میسازد؛ پس بیزاریِ بعد از جدایی اغلب نشانهٔ عمق وابستگی است، نه نبودِ عشق. به همین دلیل ترک رابطه در اسکن مغز شبیه ترک کوکائین است. آیا این سوپاپ اطمینان را در خودت دیدهای؟
راهکار:
این متن تصویر یک ضدونقیض درونی است: هم دلتنگ است، هم دلزده. نکته اینجاست که اگر «دوستت داشتم» را حذف کنی یک متنِ طردکننده میماند و اگر «نمیخواهمت» را حذف کنی یک عاشقانه ساده. هر دو نسخه را جدا بخوان تا ببینی کدام جملهات سنگینتر است؛ همانجا نقطهی تصمیم توست.
فانتزی و تخیلی
1400 پست
قفل کودک فعال ; برخی پست ها از شما پنهان شدند
عکس فانتزی و تخیلی
×
مي رقصن ستاࢪه ها کـ ﻨﺎࢪ مآه. ★
️
-
فانتزی و تخیلی شعر عکس نوشته ماه و ستاره متن فانتزی ستاره و ماه رقص ستاره ها کنار ماه شعر کوتاه شبانه آنچه «رقص ستارهها» میبینی، در واقع رقص نور در جو...
رقص ستارهها کنار ماه؛ متن فانتزی شبانه:
آنچه «رقص ستارهها» میبینی، در واقع رقص نور در جو زمین است؛ آشفتگی هوا باعث میشود ستارهها چشمک بزنند و جابهجا به نظر برسند. جالبتر این که ماه هر سال ۳.۸ سانتیمتر از زمین دور میشود، پس این صحنه هر شب کمی متفاوتتر از شب قبل است.
راهکار:
این رقص را میتوانی به چشم یک تایملپس واقعی ببینی: اگر دوربینت را ۲۰ دقیقه سمت آسمان ثابت نگه داری، مسیر نور ستارهها همان چیزی میشود که نوشتی.
انقدر درگیر موفقیت و اوج گرفتن کسایی بودم که بیشتر از خودم برام مهم بودن که الان که غرور گرفتشون و از پیشم رفتن ، تازه فهمیدم که دوتا بال بزرگ برای پرواز داشتم و هیچ وقت پرواز نکردم 🌱✨️
-
غمگین روانشناسی فراموش کردن خود برای دیگران اولویت ندادن به خود پشیمانی از فداکاری زیاد تجربه تلخ وابستگی عاطفی در روانشناسی به این وضعیت «خودرهاکردن» (self-aband...
فراموشی خود برای دیگران؛ درس تلخ وابستگی عاطفی:
در روانشناسی به این وضعیت «خودرهاکردن» (self-abandonment) میگویند؛ مغز در مراقبت افراطی از دیگری دوپامین ترشح میکند و آن را با عشق اشتباه میگیرد، برای همین فرد سالها متوجه قربانیشدن مسیر رشد خودش نمیشود. اگر آن دو بال واقعاً مال تو بودند، چرا فقط بعد از رفتنشان حس شدند؟
راهکار:
شاید آن دو بال، بالهای تو نبودند؛ باری بودند که بهاشتباه بال میدانستی. اولین پرواز واقعی وقتی شروع میشود که دست از حمل کردن سرنوشت دیگران برداری و وزن خودت را حس کنی.
انسان دو نوع مُعلّم دارد
"آموزگار" و "روزگار"
هرچه با شیرینی از اولی نیاموزی
دومی با تلخی به تو میآموزد . . .
اولی به قیمت "جانَش"
دومی به قیمت "جانَت" ...️
-
فلسفی روانشناسی درس های تلخ زندگی آموزگار و روزگار یادگیری با تلخی تجربه های روزگار مغز درسهای همراه با درد را از مسیر آمیگدال و هیپو...
آموزگار و روزگار؛ چرا درسهای تلخ ماندگارترند؟:
مغز درسهای همراه با درد را از مسیر آمیگدال و هیپوکامپ با قدرت بیشتری ذخیره میکند؛ برای همین تجربههای تلخ روزگار اغلب ماندگارتر از آموزشهای شیرین کلاساند. در روانشناسی به این پدیده «حافظه فلاشبالب» میگویند: یک لحظه هیجانی شدید، جزئیات و درس را یکجا ثبت میکند. اگر خطا کمهزینه باشد، مغز ترجیح میدهد خودش امتحان کند تا فقط بشنود.
راهکار:
میتوانی این متن را وارونه ببینی: هزینهای که روزگار میگیرد برای تنبیه نیست؛ بهای «یادگیری عمیق» است. انگار زخم، مغز را سیمکشی میکند تا آن مسیر اشتباه را دیگر تکرار نکند.
اگر ایران به جز ویرانسرا نیست؛
من این ویرانسرا را دوست دارم.
اگر تاریخ ِ ما افسانه رنگ است؛
من این افسانهها را دوست دارم.
نوای ِ نای ِ ما گر جانگداز است؛
من این نای و نوا را دوست دارم...️
1.0
شعر فلسفی عشق به ایران میهن پرستی دوست داشتن وطن شعر سیاوش کسرایی در عصبشناسی به این «پارادوکس تعلق» میگویند: وقتی...
عشق به ایران؛ حتی وقتی ویرانسراست:
در عصبشناسی به این «پارادوکس تعلق» میگویند: وقتی یک مکان یا روایت با خاطرات کودکی گره میخورد، همان بخشی از مغز که درد را پردازش میکند با بخشِ دلبستگی فعال میشود؛ یعنی خرابه هم میتواند «خانه» باشد. روانشناسی اجتماعی هم نشان داده که گروههای انسانی زیر فشار، روایتهای آسیبدیده را به نماد مقاومت تبدیل میکنند؛ دقیقاً مثل لهستان که در قرن نوزدهم از سرزمینی که روی نقشه نبود، هویت ملی ساخت. عشق به ویرانه، گاهی دقیقترین شکل میهندوستی است. آیا ما هم میتوانیم بدون انکار زخمها، عاشق بمانیم؟
راهکار:
این بیتها را میتوانید با صدای خودتان ضبط کنید و تصاویری از بناهای تاریخی ایران کنارش بگذارید؛ ترکیبِ صدای امروز و ویرانههای دیروز، تأثیر شعر را چند برابر میکند.
زیباترین جملهای که در وصف نویسندهها شنیدم:
نویسنده کسیست که، افرادی را که در ذهنش زندگی میکنند؛ مجبور میکند هزینهاش را بپردازند!
[پاتریک نیتن] 📑💰️
1.0
فلسفی هنری شخصیت پردازی نویسنده کیست رنج نویسندگی تخیل و نوشتن پدیدهٔ «نظریهٔ ذهن» را میدانید؟ مغز انسان هنگام خ...
نویسنده کیست؟ تعریف پاتریک نیتن از شخصیتهای ذهنی:
پدیدهٔ «نظریهٔ ذهن» را میدانید؟ مغز انسان هنگام خلق شخصیتهای داستانی، همان مدارهای عصبی تعامل اجتماعی واقعی را فعال میکند. پژوهشها نشان داده نویسندهها هنگام نوشتن صحنههای طرد یا تنهایی شخصیت داستانیشان، واکنش عصبی و جسمی مشابه طرد واقعی را تجربه میکنند. پس این جمله استعاره نیست: هزینهٔ شخصیتهای ذهنی را بدن نویسنده میپردازد؛ با استرس، بیخوابی و فرسودگی همدلانه. کدام نویسندهای را دیدهاید که شخصیتش او را رها کرده؟
راهکار:
برای تبدیل این جمله به تمرین، از دید هر شخصیت داستانی یک «صورتحساب» بنویسید: او چه چیزی از نویسنده میگیرد؟ زمان، خواب، تمرکز یا حتی تجربههای شخصی؟ این تمرین به شخصیتپردازی عمق میدهد و نشان میدهد نویسنده چگونه با خیالهایش زندگی میکند.
من خود دلم از مهر تو لرزید،وگرنه
تیرم به خطا میرود اما به هدر نه!
دلخون شدهٔ وصلم و لب های تو سرخ است
سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر نه!
با هرکه توانسته کنار آمده دنیا
با اهل هنر؟آری،با اهل نظر؟نه!
بدخلقم و بدعهد، زبانبازم و مغرور
پشت سر من حرف زیاد است! مگرنه؟
یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد
یک بار دگر،بار دگر،بار دگر….نه!
#همینجوری️
1.0
عاشقانه شعر متن عاشقانه مغرورانه شعر بدخلقی و عشق شعر قرعه عاشق شدن شعر پشت سر من حرف زیاد است در روانشناسی شخصیت، ترکیب بدخلقی، زبانبازی و غرو...
شعر بدخلقی و عشق؛ روایت تلخ یک عاشق مغرور:
در روانشناسی شخصیت، ترکیب بدخلقی، زبانبازی و غرور به «سهگانه تاریک» نزدیک است؛ پژوهشها نشان میدهند این ویژگیها در جذب اولیه اثر مثبت میگذارند اما در رابطه بلندمدت رضایت را کاهش میدهند. مغز انسان عشق را شبیه قمار پردازش میکند: ترشح دوپامین در انتظار نتیجهٔ نامعلوم، تکرار را تقویت میکند. قرعهٔ عاشق شدن هم دقیقاً همین چرخهٔ عصبی را فعال میکند.
راهکار:
این شعر را میتوان از زاویهٔ «خودآگاهی تلخ» بازخوانی کرد: راوی نه قربانی، بلکه تحلیلگرِ رذایل خودش است. اگر ادامهاش بدهید، شاید یک تکجمله از زبان همان «اهل نظر» پاسخ تلختری به او بدهد و قاب عاشقانه را کامل کند.
دوباره با خاطرههات عکسات در افتادم خودتو برسون قشنگی عشق همینه بیفتم یادت خودتو برسون یه بار نشده هرچی میگم نه نیاری حسرتش مونده دلم حرفامو که عاشق تو شدم نگم برم به کی بگم ️
1.0
عاشقانه غمگین دلتنگی عاشقانه حرفای نگفته عاشقانه خاطره بازی عاشقانه عشق یک طرفه در روانشناسی، «یادآوری هیجانی» خاطرات را بازنویسی...
دلتنگی عاشقانه و حرفهایی که هرگز گفته نشد:
در روانشناسی، «یادآوری هیجانی» خاطرات را بازنویسی میکند؛ یعنی هر بار که به عکسهای او نگاه میکنی، مغز همان صحنه را با غلظت احساسی بیشتر ذخیره میکند. سیستم پاداش مغز در دلتنگی شبیه ترک یک اعتیاد خفیف فعال میشود، برای همین بیقراری واقعی است، نه ضعف. اگر عشق فقط شیمی است، چرا این حسرت اینقدر شاعرانه درد میکند؟
راهکار:
میشود این مونولوگ سوزناک را به یک دیالوگ فرضی تبدیل کرد: اگر او همین حالا پاسخ میداد، اولین جملهاش چه بود؟ حتی اگر تلخ باشد، نوشتنش کمک میکند از حسرتِ یکطرفه به روایتِ کامل برسی.
پارت ۱۷
شب که شد، دوباره با گریه خوابیدم.
همونطور که از روزی که عاشقش شده بودم، خیلی از شبها رو با گریه خوابیده بودم.
فقط این بار فرق داشت.
این بار نمیدونستم فردا برمیگرده یا نه.
شاید بعضی آدمها برای موندن وارد زندگی ما نمیشن…
میان تا یادمون بدن چطور دوست داشته باشیم؛
حتی اگر آخرش…
خودشون نباشن.️
-
عاشقانه جدایی دلتنگی بعد از جدایی عاشق کسی شدن که نمی ماند گریه کردن شب ها واقعیت از این هم شگفتانگیزتر است: در مغز، عاشقی د...
چرا بعضی آدمها فقط برای یاد دادن عشق وارد زندگی ما میشوند؟:
واقعیت از این هم شگفتانگیزتر است: در مغز، عاشقی دقیقاً همان مدارهای اعتیاد را فعال میکند؛ ناحیهٔ تگمنتال شکمی و ترشح دوپامین، همان مسیری است که در مصرف مواد مخدر درگیر میشود. پژوهشهای عصبشناختی نشان دادهاند که جدایی از معشوق، از نظر شیمیایی شبیه سندرم ترک است و گریههای شبانه فقط یک واکنش احساسی نیستند، بلکه نوعی بازتوانی مغز برای زندگی بدون حضور او هستند. آیا میشود عشق را بدون این «شکستگی» یاد گرفت؟
راهکار:
این متن را میتوان از زاویهای دیگر نگاه کرد: هر آدمی یک «معلم» است؛ بعضیها درس عشق را آنقدر عمیق میدهند که حتی بعد از رفتنشان کلاس همچنان باز است. میتوانی این «پارت»ها را به مجموعهای منسجم از آدمهایی تبدیل کنی که تو را ساختند؛ این کار هم روایت را ماندگار میکند و هم به دیگران یادآوری میکند که برخی جداییها نوعی آموزش هستند، نه شکست.
رفتم دکتر میگم اقای دکتر پاهام عرق میکنه،میگه چیز مهمی نیست منم همینطوریم!میگم گاهی وقتا سرگیجه میگیرم،میگه منم همین طوریم !
.
.
گفتم اقای دکتر شما هم مثل من مریض هستید یه دکتر خوب پیدا کنم باهم بریم پیشش ،دیوانه از مطب انداختم بیرون .
مردم اعصاب ندارن.️
2.3
طنز عرق کردن پا خاطره خنده دار از دکتر سرگیجه طنز مطب دکتر پزشکان گاهی برای کاهش اضطراب بیمار از جملات همدلان...
خاطره خندهدار از دکتر: منم همینطوریم!:
پزشکان گاهی برای کاهش اضطراب بیمار از جملات همدلانه مثل «من هم همینطورم» استفاده میکنند، اما پژوهشها نشان میدهد عادیسازی مداوم علائمی مثل تعریق کف پا یا سرگیجه میتواند تشخیص را به تأخیر بیندازد. شما اگر دکترتان بگوید منم همینطوریم، خیالتان راحت میشود یا فرار میکنید؟
راهکار:
طنز ماجرا اینجاست که هر دو در مطب به دنبال یک دکتر سالم میگردند؛ نسخهی بعدی میتواند این باشد که دکتری پیدا کنی که حداقل تظاهر به سلامتی کند، نه اینکه مطب را به جلسه همدردی تبدیل کند.
وقتى همه گوش و چشم
و حواس تو يكپارچه توجه شد،
در اتصال به حقيقتى
و در تجربه واقعى حقيقت
همه چيز هستى،
نه موضوعى خاص.
و حضور تو، یک برکت است.
در این بودن همه کاری که انجام میدهی
از روی عشق خواهد بود ،گویی برای دلدارت انجام میدهی...
و این یعنی دمیدن دمی از روح خویش ،در هر آنچه که می سازی.....❤️❄️🪽️
2.3
فلسفی روانشناسی حضور در لحظه انجام کار با عشق قدرت حضور ذهن تمرکز و توجه در علوم اعصاب، توجه نه یک پنجرهی باز، بلکه یک «پی...
قدرت حضور ذهن؛ عشق در کاری که با توجه کامل انجام میدهی:
در علوم اعصاب، توجه نه یک پنجرهی باز، بلکه یک «پیشبینیکنندهی فعال» است: مغز تو از میان هزاران محرک، فقط چیزهایی را میبیند که مدل درونیات انتظارشان را دارد. وقتی توجه یکپارچه میشود، مدارهای پیشپیشانی فعالیت شبکهی پیشفرض را خاموش میکنند و زمان ذهنی فشرده میشود؛ دقیقاً همان حالتی که در تجربههای اوج و جریان ثبت شده است. پس «دیدن حقیقت» یعنی مغز از پیشگوییِ پراکنده به مدلی منسجم از لحظهی اکنون میرسد. آیا تا به حال در اوج تمرکز، حس کردهای زمان متوقف شده است؟
راهکار:
این نگاه را میشود معکوس کرد: عشق نه پیششرط توجه، بلکه نتیجهی توجه تمامعیار است؛ هر جا کاملاً حاضر شوی، عشق خودش ظاهر میشود.
نگاه مهر
چشم شهلایت به گلزارمرا غارت
جان کرد
چون آتش عشقت مرا آواری دو
جهان کرد
هر لحظه اندر طلب عشق تو آن
دل یار بود
تا یافت ره آن زلف تورایک حلقه
نشان کرد
عارف.ل🌹ا و💚ص د🌹🌹ه+️
-
عاشقانه شعر شعر عاشقانه کوتاه نگاه معشوق چشم شهلا زلف یار در علوم اعصاب، نگاهِ مهرآمیز دقیقاً همان مسیری را ...
شعر عاشقانه نگاه مهر و چشم شهلا:
در علوم اعصاب، نگاهِ مهرآمیز دقیقاً همان مسیری را فعال میکند که درد فیزیکی را تسکین میدهد؛ اکسیتوسین و دوپامین همزمان آزاد میشوند و مغز «پاداش» را در چهره معشوق میخواند. در ادبیات کهن ایران هم چشم شهلا نماد همین شکارگری نگاه بوده است. آیا شما نیز تجربه کردهاید که یک نگاه، هم آرامش و هم بیقراری را با هم بیاورد؟
راهکار:
این شعر را میتوان از زاویهای دیگر هم دید: نگاهِ مهر نه فقط غارتگر، بلکه آینهای است که عاشق را به عمق وجود خودش میرساند؛ همان حلقه زلف، نماد گیراییِ تقدیر است. میتوانی این تصویر را در بیتی دیگر با «آینه» یا «راه» ادامه بدهی.
خودمانی بگویم؟
شهادت را به تنبل ِ درس نخوانی ،
که نه حضور ِ فعالی دارد ،
و نه در میدانی مجاهدت میکند ،
نمیدهند برادر نمیدهند!
شهادت برای ِ شهریاری ها ،
و فخری زاده هاییست ،
که تک تک ِ لحظاتشان را ،
تلاش کردند و تلاش و تلاش .️
2.3
موفقیت علمی مجاهدت علمی شهادت به تنبل نمیدهند شهید محسن فخریزاده شهید مصطفی شهریاری در پژوهشهای انگیزشی، «تلاش» خود به هویتی تبدیل می...
شهادت به تنبل نمیدهند؛ تلاشِ شهریاری و فخریزاده:
در پژوهشهای انگیزشی، «تلاش» خود به هویتی تبدیل میشود؛ کسی که هر روز لذتِ زودگذر را رها میکند تا به هدف بلندمدت برسد، حتی در مرگ هم معنای متفاوتی میسازد. در منابع دینی نیز شهادت با «صدق» گره خورده، نه با آرزو؛ تعبیر قرآنی «مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ» دقیقاً به همین وفاداری عملی اشاره دارد. پس شهادت نه پایانِ تنبل، که نقطۀ اوج یک زیستِ فعال است. آیا لحظههای زندگی ما «حضور فعال» دارند؟
راهکار:
گسترش ایده: روایتِ «فخریزادههای ناشناخته» را بسازید؛ معلم، پرستار، مهندس؛ کسانی که بدون دوربین در حال مجاهدتاند. همین متن میتواند شروع یک گفتگو برای معرفی تلاشگران گمنام باشد.
هعی نسل ما غمگین شد
جنگ شد
گرونی اومد
کرونا اومد
دلار شد ۲۰۰ هزار دلار
ماشین شد ۵۰۰ میلیون
ایفون ۱۷ شد ۱۰۰ میلیون
هدفون شد ۱۰۰ میلیارد
بی پول شدیم
فقیر شدیم
هعیییی💔💔💔💔💔️
2.3
غمگین اقتصادی فقیر شدن نسل گرونی و تورم قیمت آیفون ۱۷ قیمت دلار ۲۰۰ هزار تومان در اقتصاد به این وضعیت «تورم انتظاری» میگویند: وق...
نسل ما چرا غمگین شد؛ از تورم تا قیمت آیفون ۱۷:
در اقتصاد به این وضعیت «تورم انتظاری» میگویند: وقتی همه باور کنند قیمتها بالا میرود، تقاضا برای کالاهای سرمایهای مثل دلار و طلا منفجر میشود و تورم خودش را تغذیه میکند. در بحرانهای بزرگ، یک «نسل زخمی» شکل میگیرد که حتی پس از تثبیت اقتصاد، رفتار محتاطانهاش تا دههها ادامه دارد؛ نمونهاش نسل رکود بزرگ آمریکا که تا آخر عمر پول خرج نمیکرد. حالا فکر کن چرا با اینکه قیمت آیفون ۱۷ به ۱۰۰ میلیون رسیده، صف خرید آن خالی نمیشود؟
راهکار:
این متن یک دادگاه اقتصادی نیست؛ شاید نشانه «کاهش انتظارات» نسل است. وقتی کالاهای لوکس مثل آیفون به نماد دستنیافتنی بدل میشوند، مغز بهجای برنامهریزی مالی وارد سوگ میشود. بد نیست در کنار روایت تورم، یک عدد واقعی از «قدرت خرید ساعت کار» برای خودت بنویسی.
پارت ۸
آوا با عجله، دستِ رادین را گرفت و با استفاده از یک وردِ قدیمی، سعی کرد پیوند او با ساعت را ضعیف کند. آنها توانستند از میانِ میانبرِ زمان به داخلِ برج برسند، اما حالا رادین دیگر یک پسرِ معمولی نبود؛ او میتوانست جریانِ زمان را مثل یک رودخانه در مقابل چشمانش ببیند. او میدید که آینده چطور در میانِ رشتههایِ نور و تاریکی در هم میپیچد.
️
-
فانتزی و تخیلی داستان فانتزی جریان زمان دیدن آینده جادوی قدیمی در فیزیک مدرن، «اکنون» یک توهم است؛ طبق نسبیت، گذش...
پارت ۸: پیوند رادین با ساعت و دیدن جریان زمان:
در فیزیک مدرن، «اکنون» یک توهم است؛ طبق نسبیت، گذشته، حال و آینده مثل یک بلوک چهاربعدی هموجودند و تنها مشاهدهگرهاست که آن را به سه بخش تقسیم میکند. ادراک رادین از زمان بهعنوان رودخانه، دقیقاً همان تصویری است که فیزیکدانان از «جهان-بلوکی» میدهند: همه لحظهها یکجا هستند. اگر او آینده را میبیند، پس انتخاب معنایش چیست؟
راهکار:
برای گسترش داستان، «رودخانه زمان» را به یک انتخاب اخلاقی گره بزنید: رادین آیندهای را میبیند که نجات یک نفر، به نابودی دیگری میانجامد و باید تصمیم بگیرد. این تعلیق، قدرت تازهی او را در عمل نشان میدهد و مخاطب را با او همراه میکند.
پارت ۸
آوا با عجله، دستِ رادین را گرفت و با استفاده از یک وردِ قدیمی، سعی کرد پیوند او با ساعت را ضعیف کند. آنها توانستند از میانِ میانبرِ زمان به داخلِ برج برسند، اما حالا رادین دیگر یک پسرِ معمولی نبود؛ او میتوانست جریانِ زمان را مثل یک رودخانه در مقابل چشمانش ببیند. او میدید که آینده چطور در میانِ رشتههایِ نور و تاریکی در هم میپیچد.
️
-
فانتزی و تخیلی دیدن آینده سفر در زمان داستان فانتزی ایرانی قدرت کنترل زمان در فیزیک مدرن، زمان بیشتر شبیه یک بلوک چهاربعدی اس...
داستان فانتزی آوا و رادین؛ وقتی زمان مثل رودخانه دیده میشود:
در فیزیک مدرن، زمان بیشتر شبیه یک بلوک چهاربعدی است تا یک رودخانه؛ یعنی گذشته، حال و آینده همزمان وجود دارند. دیدن آینده در واقع انتخاب یک مسیر از میان احتمالات بیشمار است، نه تماشای یک خط از پیش نوشتهشده. نظریه «جهانهای موازی» میگوید هر تصمیم، یک جهان تازه میسازد. پس رادین واقعاً کدام رشته را تماشا میکند؟
راهکار:
برای ادامه این سکانس، میتوانی تعلیق را با یک دوراهی اخلاقی بیشتر کنی: رادین آیندهای را میبیند که فقط با از بین رفتن یک آرزوی دیگر قابل نجات است.
کلمه «باشه» واقعا کاربردیه. این کلمه زیباست، از بحث کردن میگذره، از تلاش اضافی میگذره، توضیحی نمیده، میگه بیا این حق مال تو، برو باهاش هرکاری میخوای بکن، من دیگه حوصله ندارم.️
-
روانشناسی فلسفی کاربرد کلمه باشه باشه گفتن و سکوت کنایه از باشه ترک بحث با باشه در روانشناسی گاتمن، «باشه» هنگام تعارض میتواند نو...
کلمه باشه؛ راهی برای پایان دادن به بحث و خستگی:
در روانشناسی گاتمن، «باشه» هنگام تعارض میتواند نوعی دیوارکشی (stonewalling) باشد؛ پاسخ حداقلی که نشانه قطع پردازش هیجانی است، نه توافق. در تحلیل مکالمهای، این کلمه یک «بستهکننده گفتوگو» است که جلوی گسترش موضوع را میگیرد. مغز انسان پاسخ کوتاه مسالمتجویانه را راهی برای کاهش بار شناختی میبیند، اما طرف مقابل معمولاً آن را تأیید نمیگیرد.
راهکار:
این متن را میتوان از زاویه تحلیل رفتار متقابل دید: «باشه» گاهی بازی کلامی را میبندد؛ یعنی طرف مقابل پاداش بحث را نمیگیرد و گفتوگو خالی میشود. به همین دلیل است که اغلب از «باشه» بیشتر از سکوت کامل طرف مقابل میرنجیم.
خیلیامیگن بهم اینکه ازم سوال می پرسی بهم شک داری؟
نه عمو جان من به هیچ ادمی شک ندارم فقط یاد نگرفتم به کسی اعتماد کنم
اعتمادم تقریبا به دست نمیاد ولی به دست که بیاد دیگ از دست نمیره
اینسوال پرسیدنه هم منشاش شکاکی نیس
زیادی ارزش قاعل شدن واس ادماس️
1.0
روانشناسی فلسفی اعتماد نکردن به دیگران اعتماد دیر به دست میاد ارزش دادن به آدمها سوال پرسیدن نشانه شک نیست پرسشگری در روانشناسی اغلب نشانه تلاش مغز برای ساخت...
سوال پرسیدن نشانه شک نیست؛ قصه اعتماد دیربهدستآمده:
پرسشگری در روانشناسی اغلب نشانه تلاش مغز برای ساختن مدل ذهنی دقیقتر از طرف مقابل است، نه شک. اعتمادِ دیربهدستآمده معمولاً با فعالیت بالای آمیگدال در ارزیابی تهدید مرتبط است، نه بدبینی. جالب اینجاست که وقتی اعتماد عمیق شکل میگیرد، فعالیت قشر پیشپیشانی افزایش مییابد و مغز دیگر بهسرعت نشانههای خیانت را پردازش نمیکند.
راهکار:
این متن را میتوان از لنز «دلبستگی اجتنابی» هم دید: کسی که سؤال میپرسد لزوماً بازپرس نیست، بلکه میخواهد نقشه دنیای طرف مقابل را کامل کند. پس به جای دفاع، پاسخ دادن به سؤالها را یک امتیاز بدانیم؛ یعنی طرف آنقدر برایت ارزش قائل است که میخواهد نسخه دقیقتری از تو بسازد.
روزی مردی در بيابان راهزن خطرناکی را ديد
.
.
.
ولي راهزن خطرناک آن مرد را نديد
خداروشکر که بخير گذشت
تا حکايت بعدی خدا یار و نگهدارتان ..️
2.3
طنز مذهبی حکایت پندآموز کوتاه حکایت راهزن خطرناک نادیده گرفتن خطر شانس آوردن در روانشناسی شناختی پدیدهای به نام «کوری توجهی» ...
حکایت راهزن خطرناک و مسافری که دیده نشد:
در روانشناسی شناختی پدیدهای به نام «کوری توجهی» داریم: وقتی مغز بر یک هدف متمرکز است، میتواند محرکهای آشکار دیگر را کاملاً نادیده بگیرد. آزمایش معروف گوریل نامرئی سایمونز و چابریس نشان داد حدود نیمی از افراد هنگام شمارش پاسهای توپ، گوریلی را که از صحنه عبور میکند نمیبینند. این حکایت دقیقاً همان شکاف ادراکی را روایت میکند؛ نجات نه با مداخله، بلکه با یک غفلت.
راهکار:
این حکایت را میتوان از لنز «خطای توجه» دید: مغز انسان همیشه تمام جزئیات پیرامون را پردازش نمیکند و گاهی یک غفلت ساده، مرز بین خطر و امنیت را جابهجا میکند. از این زاویه، راهزن نه فقط بیاحتیاط، بلکه گرفتار محدودیت ادراکی خودش بود.
یارو وقتی ادکلن خودشو میزنه:
تیس
وقتی ادکلن مارو میزنه :
تیسسسسسسسسسسس
توسسسسسسسسسسس
زاااااااااااااارت
زووووووووووووووووورت
والا🐢🕊️
2.3
طنز شیطنت ادکلن زدن بقیه مصرف ادکلن دیگران صدای اسپری ادکلن طنز ادکلن اثر وقف در روانشناسی میگوید آدمها برای چیزی که ...
فرق صدای ادکلن خودت با ادکلن رفیقت:
اثر وقف در روانشناسی میگوید آدمها برای چیزی که مال خودشان است ارزش بیشتری قائلاند؛ برای همین اسپری روی ادکلن شخصی یک «تیس» خشک و خسیس است، اما روی ادکلن دیگران ناگهان به «تیسسسس توسسسس زاااارت» تبدیل میشود. در اقتصاد به این میگویند تراژدی منابع مشترک: هر جا مالکیت خصوصی واضح نباشد، مصرف بیرویه بالا میگیرد. سوال جمع: اگر ادکلن مشترک باشد، آخرین نفری که اسپری میکند صدایش کدام است؟
راهکار:
یک جور «تراژدی منابع مشترک» در مقیاس ادکلن: تا وقتی شیشه مال خودته، صداش یک «تیس» کوتاهه؛ به محض اینکه مال بقیه بشه، تبدیل میشه به سمفونی «تیسسس توسسس زااارت». اقتصاد رفتاری میگه مردم منابع مشترک رو بیرحمتر مصرف میکنن، چون هزینهش رو کامل حس نمیکنن.
ولادت پیامبر «ص» است ولی خب ما ها یه وقت هایی پیشتر از حد نیاز به مداحی داریم بخاطر همان من اینها رو میزارم
من خودم به شخصه خیلی نیاز به دیدن اینجور ویدیو ها دارم
امیدوارم که شما خسته نشید از ویدیو های من از عکس های من🙏🏻
یا علی):️
1.0
مذهبی مناسبتی مداحی ولادت پیامبر نیاز به مداحی ویدیوهای مذهبی ولادت رسول اکرم در عصبشناسی، شنیدن مداحی هنگام شادی یا سوگ، اکسیت...
مداحی ولادت پیامبر؛ ویدیوهایی که دلمان به آن نیاز دارد:
در عصبشناسی، شنیدن مداحی هنگام شادی یا سوگ، اکسیتوسین و دوپامین آزاد میکند؛ همان مسیری که در دلبستگی نوزاد به مادر فعال میشود. پژوهشها نشان داده نوای تکراری موسیقی مذهبی امواج مغز را به حالت «آرمیدگی هوشیار» میبرد و حس حضور یک تکیهگاه بزرگتر ایجاد میکند. پس «نیاز به مداحی» فقط عادت نیست؛ سیستم پاداش مغز دنبال امنیت عاطفی است. آیا شده بدون دلیل با یک مداحی اشک بریزید؟
راهکار:
این ویدیوها را نه فقط اطلاعرسانی مناسبت، بلکه به چشم «قرار ملاقات» با آن بخش از وجودتان ببینید که در شلوغی روزمره صدایش را نمیشنوید.
مـن ميخـواستـم تـو دلـش بـرج بسـازم
ولى شهـردارى اومـد گيـر داد، گفـت ايـن مڪان عمـوميـه:😂🫡🫡🫡
🌴 ʝʊռɢ ɮօօӄ
️
1.0
عاشقانه طنز شهرداری عشق طنز عاشقانه شهرداری برج ساختن تو دل یار مکان عمومی بودن دل در شهرسازی، «فضای عمومی» دقیقاً یعنی جایی که هیچک...
برجسازی در دل یار؛ وقتی شهرداری عشق مجوز نمیدهد:
در شهرسازی، «فضای عمومی» دقیقاً یعنی جایی که هیچکس حق تصاحبش را ندارد؛ تراژدی منابع مشترک میگوید وقتی همه به یک منبع دسترسی دارند، هرکس زودتر سهم خود را برمیدارد و نتیجه شلوغی و تخریب است. در روابط عاطفی هم رقابت بر سر دلِ محبوب همین منطق را دارد. اگر شهرداریِ دل عوارض بست، چه؟
راهکار:
از دید اقتصاد توجه، وقتی دل یار «فضای عمومی» اعلام میشود، هر ساختوساز خصوصی بیمجوز میماند؛ شاید بهجای برج، یک باجه کوچک با قرارداد موقت بگیر که فقط امضای خودت را داشته باشد.
۶ راز عجیب پسرها :
ا. وقتی عصبانی میشه محکم بغلش کن ببین چجوری مثل آب رو آتیش میشه
۲. وقتی بدون هیچ تقصیری میگه متاسفم یعنی عشقش بهت قوی تر از غرورشه
3. وقتی میگه با فلانی حرف نزن یعنی نیت اون آدمو تو چشماش خونده
4. وقتی زل میزنه به چشمت مثل یه بچه کوچولوی لجباز دنبال امنیت میگرده
۵. وقتی چیزی بهت یاد میده میخواد دنیای فکریشو با تو قسمت کنه چون براش خاصی️
2.3
روانشناسی عاشقانه عشق و غرور پسرها معنی عذرخواهی پسرها رازهای پسرها روانشناسی رفتار پسرها علوم اعصاب میگوید وقتی مردی عصبانی است، محور هیپو...
۶ راز عجیب پسرها؛ رفتارهایی که یعنی عشقش به تو واقعی است:
علوم اعصاب میگوید وقتی مردی عصبانی است، محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال فعال میشود و آدرنالین بالا میرود؛ تماس فیزیکی محکم، از طریق آزادسازی اکسیتوسین، همان مسیر را خاموش میکند و به همین دلیل است که بغل در دعوا اثر ضدآتشی دارد. نکتهی جذابتر: در بسیاری از فرهنگها، پسرها از کودکی یاد میگیرند احساسات را به زبان نیاورند، اما رفتارهای غیرکلامی مثل عذرخواهیِ بیسبب یا نگاه طولانی، دقیقاً همان مسیرهای عصبی دلبستگی را فعال میکند که نوزاد با مادرش تجربه میکند.
راهکار:
یک قدم خلاقانه برای این پست: تبدیل فهرست به چالش تعاملی و دعوت از مخاطبها برای تعریف تجربهی واقعی از هر مورد.