هرگز نمیتوانست از انتهای وجودش غریبه شدن کسی را که قلبش را لمس کرده بود بپذیرد؛ به همین خاطر اغلب از آدمها فاصله میگرفت؛ آدمهای جدید او را به یاد زخمهای قدیمیاش میانداختند.️
בرستـہ تنهایے قشنگـہ و میشـہ باهاش کنار اومـב.. اما בاشتن آـבمے کـہ وقتے یـہ اتـ؋ـاق خوب میـ؋ـتـہ واسش تعریـ؋ کنے و از روزمرگیات بگے خیلے قشنگتر از تنهاییه.️
دلم برات تنگ شده ، نمیتونم تظاهر کنم خوبم ولی بدجور دارم سعی میکنم اینکه به روم نیارم اینکه جلو بقیه اشکام سرازیر نشه حتی تو مدرسه مهمونی میشم یه درونگرا که با تعدادی از افراد راحته ولی بازم جلو همونا نمیتونم خود واقعیمو نشون بدم چون اون خود واقعیم بدجوری صدمه دیده نمیتونم از قلب دردم بگم نمیتونم از مشتم بگم که به دیوار میخوره نمیتونم از اشکام بگم نمیتونم ولی همچنان سعی میکنم قوی باشم و این درد داره...️