چهجای شِکوه اگر زخمآتشین خوردم که هر چه بود ز مارِ در آستین خوردم فقط به خیزش فوارهها نظر کردم . . فرود آب ندیدم ! فریب از این خوردم مرا نه دشمنشیطانیام به خاک افکند که تیر وسوسه از یارِ در کمین خوردم ز من مخواه کنون با یقین کنم توبه ؛ من از بهشت مگر میوه با یقینخوردم قفس گشودیام و «اختیار» بخشیدی همینکه از قفستپر زدمزمین خوردم ' 🌱 ָ֪֢┆فاضلنظری️
چگونه به دیگرﮯ اعتماد ڪنم وقتے جواب این همه سال اعتمادم خیانت بود ️