جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های شعر عاشقانه / جدیدترین متن شعر عاشقانه [تیر 1405]

13271 پست
متن های شعر عاشقانه جدید , تعداد 13,271 متن شعر عاشقانه به ترتیب جدیدترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های شعر عاشقانه / جدیدترین متن شعر عاشقانه [تیر 1405]
عاشقانه شعر شعر غمگین عاشقانه شاخ غمگین عاشقانه شعر تنهایی شعر خیانت عاشقانه مولانا شعر دلتنگی عاشقانه تنهایی فلسفی عاشقانه جدایی عاشقانه شعر عاشقانه کوتاه شعر عاشقانه بلند شعر عاشقانه
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
ꨄ︎༻ شنيدم كه چون قوی زيبا بميرد ؛
فَريبَنده زاد و فَريبا بميرد..
شَب مَرگـْ تنها نِشينَد به موجیـ ،
رَوَد گوشه ای دور و تنها بميرد:)
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد...️
3.7
عاشقانه شعر شب بامعرفت ادبی
نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها
گر تو گرفتارم کنی،من با گرفتاری خوشم
داروی دردم کر تویی در اوج بیماری خوشم...️
4.3
عاشقانه شعر حقیقت
گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است
دل گفت که نامحرم تر از عشق کدام است
بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم
نامحرم من محرمی و کار تمام است
4.7
عاشقانه شعر دلتنگی دوستت دارم
گر ز چشمانت بگويم شعر بی‌پايان شود.
گر ز موهايت بگويم رازِ شب عنوان شود.

گر بگويم از جمالت ماه رسوا می‌شود.
می‌رود تا پشت ابری در خفا پنهان شود.️
4.3
عاشقانه شعر دوستت دارم ادبی
من نمی تونم از عشق تو پشیمان شوم
آنقدر پای تو می مانم تا ویران شوم🥹️
4.6
عاشقانه شعر ادبی
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که می‌گیرند در شاخ تلاجن سایه‌ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام

در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی‌کاهم
تو را من چشم در راهم

« نیما یوشیج »️
1.4
عاشقانه شعر ادبی
بشود زنگ زنی،حال دگرگون نشود؟
بشود لفظ بیایی،دلم آگون نشود؟

نکند یاد کنی،دل به بلندا ببری…
بشود نظر کنی،تنم افسون نشود؟

چه کنم؟رام شوی،دل بدهی،کج بروی
بشود نفرت و کینه،ز دلت برون شود؟

برهی،گریه کنم،حال دلم خوب شود؟
بشود جان بدهم،قلب تو بیدار شود؟

شاید که دلم،لایق قلب تو نبود
بشود در خواب منم،قلب تو هم رام شود؟️
3.2
عاشقانه شعر ادبی
مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی
مرا ازمن، مرا از قیدِ من بودن رها کردی

دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب
تو با زیبایی‌ات این حرف‌هارا نخ نما کردی

نماز عشق می خواندم،امامم حضرت دل بود
کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردی

به هم نزدیک بودیم، آتش از لب‌هات می‌تابید
دلت می‌خواست لب‌های مرا، امّا حیا کردی

من از خود نیمه‌ای را دیده بودم “عاقل” اما تو
مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی

“محمدرضا طاهری”️
4.4
عاشقانه شعر ادبی