هنگام وداع تو
از غرورِ زیادی چشمانم خیس نشد
ولی دلم خون گریه میکرد...
2.6
عاشقانه غمگین جدایی ادبی عشق یک طرفه مغرور هنگام وداع تو
از غرورِ زیادی چشمانم خیس نشد
ولی دلم خون گریه میکرد...
امان از آدم هایی که نرفته هم جایشان خالیست !
️بیشتر از هر چیز دلم میخواست میتوانستم تمام روحم را در چشمانم بگذارم و تا ابد، تا هنگام مرگم، به تو نگاه کنم.
•آلبر کامو
دیدن عکست تمام سهم من است از تو آن هم جیره بندی کرده ام تا مبادا توقع اش زیاد شود دل است دیگر... ممکن است فردا خودت را از من بخواهد.
️