موقعه رانندگی حواسش نبود و از کوچه رد شد حواسش نبود و تصادف کرد حواسش نبود و تلفنو جواب نداد حواسش نبود و دستشو برید حواسش نبود و حرفمو نشنید حواسش نبود و عکسا رو پاک کرد حواسش نبود و اون حرفو زد حواسش نبود و رفت حواسش نبود و داد زد حواسش نبود و ظرف شکوند قلب شکوند یه روزی هم حواسش نبود و گفت دوست دارم .. / 🙂
میگویند زمان همه چیز را میبرد دروغ است اگر میبرد پس چرا هنوز صدای خندهات از میان باد میآید؟ چرا هنوز شب بوی تو را دارد؟ و چرا هنوز وقتی شعر مینویسم دستم میلرزد مثل همان روز اول دلدادگی️