دیگر در خنده اش امید و صفا نیست
#هوشنگ_ابتهاج
️
کافه چی،قهوه هایم را شیرین کن☕
آن روزا که تلخ میخوردم، زندگی ام شیرین بود🍁
ور تحمل نکنم
جور زمان را
چه کنم...؟؟!!
👤سعدی
️ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را
گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش و ز یاد بردم گفته های خویش را
- پلک بر پلک می فشاری
و می دانی آنچه تمام می شود
تویی و نَه اَندوه ..