روزی که پارچه سفید را بکشند روی سرم و بگویند: «تمام شد، تسلیت عرض میکنیم»، من به طرز عجیبی عزیز خواهم شد. کسی که ترکم کرده بود، عینکش را با لباس مشکی هم رنگ میکند و میآید برای گریه و زاری. چه حرفی دارد که بزند؟ هیچ به امید کدام آغوش آمده؟ هیچ خب، دیگر تمام شد؛ قدر ندانستی بلند شو از زمین و اینطور روی مزارم مثلا با یک جهان ناراحتی، چمبره نزن لطفا! خداحافظ؛ دیگر خیلی عمیق خوابیدهام بیدار بودن،برایم قصه قشنگی نبود!️
-ولی جونم؛ عاشق ُ معشوق هم قبلیه اند، قبیله ی ِ ما نوبر بود زِ دیگرون،چه شد که دلت وصال غیر خواست ُ آتش کشاندی به خیمِه مان؛ تو که مرا همراه با خیمِه مان سوزاندی، اما خاکسترم بی قرار به التماس باد ها نشسته برای دیدار دوباره ات؛️
✦ جهلاً أحنُّ إليهم قبل معرفةٍ يوماً بخُطَّتِهم لو كنتُ... لم أشَأِ
از سرِ بیخبری بود که پیش از شناختنشان، در آرزوی وصالشان میسوختم؛ اما روزی که از نقشهها و مرامشان آگاه شدم، [دانستم که] اگر حقیقت را میدانستم، هرگز چنین نمیخواستم.....
آدمها فقط میگن: "عوض شدی" نمیگن که چقدر دلتو شکستیم، نمیگن هر بار که خواستی باورمون کنی، ناامیدت کردیم، نمیگن از اعتمادت سوءاستفاده کردیم. فقط میگن: "عوض شدی" بیاینکه بدونن همون آدمی،فقط دیگه برای بعضیها نمیجنگی.️