حسرت قدرشناسی از آدمها قبل از رفتن:
آیا میدانید در نوروساینس، «اثر تقارن عاطفی» میگوید: مغز انسان برای جلوگیری از درد فقدان، ارزش افراد را پس از مرگشان تا ۴۰٪ بالاتر تخمین میزند. این همان «سوگیری بقا»ست که باعث میشود جامعه فقط مردگان را بپرستد و زندگان را خوار کند. بهقولی، انسان تنها موجودی است که برای تحسینکردن باید اول بمیرد. آیا این مکانیزم دفاعی روانی است یا یک نقص تکاملی؟
راهکار:
این شعر تلخیِ دیدنِ «قدرشناسی پس از مرگ» را روایت میکند. در روانشناسی به این پدیده «سوگیری تأخیری در ارزشگذاری» میگویند: ما چیزها را فقط وقتی میبینیم که در آستانه نابودیاند. شاید بتوان این حسرت را با یادآوری روزمرهی ارزش آدمها و لحظهها معکوس کرد؛ مثلاً یک رسم ساده: هر شب یک جمله از کسی که دوستش داری بنویس، قبل از این که دیر شود.