از همان روزی که دستِ حضرتِ قابیل
گشت آلوده به خونِ حضرتِ هابیل
از همان روزی که فرزندانِ آدم
زهرِ تلخِ دشمنی در خونِشان جوشید
آدمیت مرد!
گرچه آدم زنده بود.
از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگِ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت .......️
1.0
غمگین شعر زندگی ادبی طبیعت
'جنگ'،'گنج'میشود
'درمان'،'نامرد'
'قهقه'،'هقهق'
ولی'دزد' همان'دزد' است
'گرگ'همان'گرگ'
آری نمیدانم چرا 'من'،'نم' زده است و 'یار'،'رای' عوض کرده است
'روز' به 'زور' میگذرد و
'آشنا' را جز در 'انشا' نمیبینی
چه 'سرد' است 'درس' زندگی
آری، این است دنیای رنگین ما...
چه بسا روزی برسد که 'یار'،'رای' خود را باز گرداند
مگرنه دیگر منی وجود نخواهد داشت
آنجاست که'مرگ'برایم'گرم'خواهد شد چرا که'درد'همان 'درد' است.
🦋 Blue butterfly️
3.0
غمگین شعر زندگی ادبی
سال ها بعد ، مثلا دوسال بعد من همه چیز را فراموش کرده ام ، از همه چیز گذشتم ، روزهای بد را پشت سر گذاشته ام ، آدم های بدِ زندگی ام را حذف کرده ام ، دیگر بخاطر ان چیزی که امروز برایش گریه کرده ام ، گریه نخواهم کرد ، میدانی سالها بعد خیلی دیر میشود، برای غصه خوردن ، برای پشیمان شدن ، از اتفاق های امروز .. خیلی دیر میشود ، سالها بعد من آدم دیگری شده ام .️
-
شعر حقیقت
شعر در مورد حال و هوای جنگ برگرفته از مغز خودم
سرزدن افق/دشمنان اسلام دیگر نمیکشند نطق
یا علی یا علی مددی/دشمنان اسلام نیستند عددی
حیدر کرار مدد یا علی/سپاهیان هستند همانند شیر یا اخی️
3.0
شعر کارما
'جنگ'،'گنج'میشود
'درمان'،'نامرد'
'قهقه'،'هقهق'
ولی'دزد' همان'دزد' است
'گرگ'همان'گرگ'
آری نمیدانم چرا 'من'،'نم' زده است و 'یار'،'رای' عوض کرده است
'روز' به 'زور' میگذرد
و...
'آشنا' را جز در 'انشا' نمیبینی
چه 'سرد' است 'درس' زندگی
آری، این است دنیای رنگین ما...
چه بسا روزی برسد که 'یار'،'رای' خود را باز گرداند
مگرنه دیگر منی وجود نخواهد داشت
آنجاست که 'مرگ' برایم 'گرم' خواهد شد چرا که' درد' همان 'درد' است...️
3.0
فلسفی شعر زبانشناسی پارادوکس هویت معناشناسی اندوه وجودی این متن، نمایشی از «نظریه واجآرایی» در زبانشناسی...
دنیای وارونه کلمات: وقتی معنی عوض میشود:
این متن، نمایشی از «نظریه واجآرایی» در زبانشناسی است؛ جایی که جابجایی کوچک آواها، معنایی کاملاً متضاد خلق میکند (جنگ/گنج). این پدیده، که در شعر کلاسیک فارسی هم دیده میشود، نشان میدهد هویت اشیا و مفاهیم چقدر شکننده و وابسته به قراردادهای زبانی ماست. آیا واقعیت بیرونی هم به همین اندازه سیال است؟
راهکار:
وقتی کلمات در ذهن شما معانی عجیبی پیدا میکنند، سعی کنید آنها را روی کاغذ بیاورید. این کار، که به «بازی زبانی» معروف است، میتواند به درک عمیقتری از احساسات درونی و تناقضات زندگی منجر شود.
"گفتمایدل ..
نرویخارشوی،زارشوی ؟
برسَرِآندارشوی .. بیبَروبیبآرشوی ؟
نکنددامنهد ؟
خامشوی،رامشوی ؟
دربرتساززند،بیپروبیبالشوی ؟
نکندجامدهد ؟
کامدهد .. ازلبخودوامدهد ؟
دربرتساززند،رقصکند،کافروبیعارشوی ؟
نکندمستشوی ؟
فارغازاینهستشوی ؟
بعدآنکورشوی،کَرشوی،شاعروبیمارشوی ؟
نکنددلنکَنی،بهرتودلدلنکند ؟
بروددربریاردگری ،
صبحکبیدارشوی ؟!️
1.0
غمگین شعر حقیقت دلتنگی زندگی
همـٰان بهتࢪ نمیدانـے، چࢪا حـٰالم پࢪیشـٰان است
همـٰان بهتࢪ نمیدانـے ڪہ دنیـٰایم چہ ویࢪان است
مࢪا با خندهہ میبینـے ،
تصوࢪ میکـنـے شـٰادم ؛
همـٰان بهتـࢪ نمیدانـے ،
ڪہ غم هـٰایم فراوان است .
-🩷🌸️
1.0
دخترانه شعر طبیعت
آپارؽن دفن ائدین اونودون منی،
باش داشؽ قوْیمایؽن ایتیرین منی،
یاندؽرین شکیللری بیتیرین منی،
تؤوبه بو دۆنیایا بیر ده گلمهرم.
╔════ঊঈ 💔 ঊঈ════╗
🥀 ꧁༒𝕳𝖊𝖊𝖘𝖆𝖒༒꧂🥀
╚════ঊঈ 💔 ঊঈ═══╝️
1.0
شاخ شعر حقیقت
ߊ߬ܘ ߊܭَܝ ܢ̣ߊܝ̇ ܢ̣ܘ ܢܚࡐࡅ࡙ܩܢ ߊ߬ࡅ࡙ࡅ࡙
ܥࡅ࡙ܭَܝߊܝ̇ ܭܦ̇ߺܙ ࡅ߭ܥܣܩܢ ߊ߬ܢܚߊࡅ߭ت
ࡅتܝܢܚܩܢ ߊࡅ࡙ࡍ߭ ܢܚ݅ܫܠܘ ܨ ܢܚࡐܝ̇ࡅ߭ܥܘ ܫܢܚ݅ܧ
ߊ߬ܟܿܝ ߊ߬ࡅ߳ܚ݅ࡍ ܦ̇ܭࡅ߭ܥ ܢ̣ܝ ܥܼߊࡅ߭ࡅ߳ߺߺܙ️
1.0
غمگین شعر دلتنگی عشق یک طرفه ادبی
مولانا چه زیبا گفت
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم
آن توبه صدسالع به پیمانه شکستیم
از آتش دوزخ نهراسیم
که آن شب...
ما توبه شکستیم ولی
دل نشکستیم🙂️
3.0
شعر ادبی مولانا
دريدگان پر عضب
دهان نجس و بي ادب
مريضُ و واجب المطب
قوماش تجزيه طلب
پشت به ساحت وطن
در التماس اهريمن
نميزني ؟ چرا بزن
آه وطن آه وطن
🇮🇷🇮🇷️
-
شعر حقیقت
دل به هرکس میسپاری، پای احساست بمان؛
من که رفتـم، پای قلب قـدر نشنـاست بمـان؛
من به گلهایی که میخشکند عادت کردهام؛
تو همیشه عاشـق ارکیـده و یاست بمـان!
زود دستم را زمین انداختـم در این قمـار!
با همان سرباز و شاه و بیبی و آست بمان:)
ظاهراً معیار تو چیزی به غیر از عشق بود!
تا ابد پابنـد آن معیــار و مقیـاست بمـان!
کندوکاو و فکر کردن مال قبل از عاشقیست..
عاشق هر کس که هستی پای احساست بمان.
🫠🖤️
3.0
غمگین شعر خاطره
هر جا که بری
باز هم برمیگردی
طاقت دوری از اینجا را ندارد فردی
میری و بازمیگردی
به اینجا که وطن است
پاره ی تن است
جایی ایست
ک نوزاد و چه نوجوان
که برف چه باران
فرقی ندارد
باز هم وطن است پاره ی تن است️
1.0
شعر ادبی
عمری عمرم را باختم برای بودنت
عاقبت رفتی و من ماندم و نبودنت
عمر را قمار کردم پای ماندت
عاقبت باختم دلم را بر دلت
جان باختم برای دل دادنت
بد نبود تو هم کمی دل می باختی برای زنده ماندم
ای که عمر به فدای نفس کشیدنت
یک عمر چیست صد عمر برای به فدا کردنت
ای کاش نبود محال این فعل بودنت
ولی افسوس که نیست جز افعال بودنت
برای غزلم نیست چیز کمی نوشتن اسمت
ولی کاش اسمم بود بر روی اسمت
زبانم جز خون نمیچرخد برای اسمت️
3.0
شعر فلسفی متفرقه
تــو را دیــدمــت...
بعد عــمــری سلام
ببین اشـــک شــوقــی که ریزد مـــدام
مــانـــدم یا نــمــانــدم
به پای تو مــانــدم یا نــمــانــدم
(( آمدی جانَـــــم به قُربانَــــت
ولی حالا چـــرا؟
بی وَفا حالا که من اُفتاده ام از پا چــــرا؟
اُفتاده ام از پا چــــرا؟ ))️
1.0
عاشقانه شعر عشق یک طرفه زندگی دلتنگی
سگی پای صحرانشینی گزید
به خشمی که زهرش ز دندان چکید
شب از درد بیچاره خوابش نبرد
به خیل اندرش دختری بود خرد
پدر را جفا کرد و تندی نمود
که آخر تو را نیز دندان نبود؟
پس از گریه مرد پراکنده روز
بخندید کای بابک دلفروز
مرا گر چه هم سلطنت بود و بیش
دریغ آمدم کام و دندان خویش
محال است اگر تیغ بر سر خورم
که دندان به پای سگ اندر برم
توان کرد با ناکسان بد رگی
ولیکن نیاید ز مردم سگی
️
1.0
شعر ادبی
*چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت*
-زندگی تر شدن پی در پی،
زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی "اکنون" است.
🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋🖋
️
1.0
شعر زندگی
«سایههای زمان»
در گذرِ زمان، سایهها میرقصند ⏳
بر سنگِ تاریخ، نقشها میبندند
هر لحظه، آینهای از دیروز و فردا
در این میان، ما، غافلیم و خُردیم
آیا هستی، جز وهمی نیست جز فانی؟
یا در این پوچی، معنایی مییابیم؟
در جستجویِ نور، در تاریکیِ جان
راهی مییابیم، به سویِ حقیقت
هر آنچه میبینیم، جز سایهای نیست
از نورِ پنهان، در عمقِ هستی
در این سفرِ بیپایان، چه ️
3.0
شعر خاطره
"بشنو از نی چون حکایت می کند ، از جدایی ها شکایت می کند"
"کز نیستان تا مرا ببریده اند ، از نفیرم مرد و زن نالیده اند"
"سینه خواهم شرحه شرحه از فراق ، تا بگویم شرح درد اشتیاق"
مولانا...️
3.0
شعر حقیقت
قسمت دوم شعر یاد دارم
👇👇👇👇
صورت اش دیدم که لک برداشته
دستِ خوش رنگ اش، ترک برداشته
باز هم بانگِ درشت پیرمرد
پردۀ اندیشه ام را پاره کرد
دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنسِ عالی می خرم
کوزه و ظرفِ سُفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم
خواهرم، بی روسری بیرون دوید
گفت: آقا، سفره خالی می خرید!؟😢😢😢️
-
شعر ادبی
یاد دارم، در غروبی سرد سرد
می گذشت از کوچۀ ما دوره گرد
داد می زد: کهنه قالی می خرم
دست دوم، جنسِ عالی می خرم
کوزه و ظرفِ سُفالی می خرم
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمانِ بابا، حلقه بست
عاقبت، آهی کشید، بغض اش شکست
اول ماه است و نان، در سفره نیست
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟
سوختم، دیدم که بابا پیر بود
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود
بوی نانِ تازه هوش اش برده بود
اتفاقاً، مادرم هم روزه بود️
3.0
شعر ادبی
دل خوش سیری چند؟
پدرم وقتی مرد ، آسمان آبی بود ،
مادرم بی خبر از خواب پرید ، خواهرم زیبا شد .
پدرم وقتی مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند .
مرد بقال ازمن پرسید: چند من خربزه می خواهی ؟
من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟️
1.0
عاشقانه شعر ادبی
این همان بداقبالی است . منظورم را متوجه میشوید ؟ ترسناک است . هر بار که در آینه نگاه میکنم ، با خود میاندیشم ایکاش چشمان زیبایی داشتم که برق ملایمی از خود ساطع میکردند . چشمهایی مانند یک دریاچهی آبیِ عمیق یا چشمانی که گویی آسمانی پهناور را منعکس میکنند ؛ آسمانی که همواره ابرها در میانش شناورند . و درحالی که بر علفزاری سرسبز آرمیدهاید و به آن چشم دوختهاید. چشمانی کشیده. ️
3.0
فلسفی شعر زیباییشناسی خودنگری آینه توصیفات ادبی نویسنده با توصیف چشمان ایدهآل، به مفهوم زیباییشن...
آینه و جستجوی زیبایی درونی:
نویسنده با توصیف چشمان ایدهآل، به مفهوم زیباییشناسی و تاثیر آن بر خودنگری میپردازد. این توصیفات، یادآور اهمیت درک و پذیرش تصویر خود است، حتی با وجود نقصهای ظاهری.
راهکار:
برای تقویت اعتماد به نفس، به جای تمرکز بر ویژگیهای ظاهری، بر پرورش ویژگیهای درونی و مهارتهای خود تمرکز کنید. این کار به شما کمک میکند تا زیبایی واقعی خود را بشناسید.
آمدم محض رضای دل خود بر تو سلامی بدهم
از دل مضطربم بر تو پیامی بدهم
خواستم نامه خود با غزل آغاز کنم
سیم و زر هیچ، به تو، هدیه کلامی بدهم
محمد رضا آرونی ️
3.0
عاشقانه شعر غزل شعر فارسی ادبیات محمد رضا آرونی محمد رضا آرونی در این غزل، با لحنی صمیمی و دلنشین،...
غزلی از محمد رضا آرونی - هدیه کلام:
محمد رضا آرونی در این غزل، با لحنی صمیمی و دلنشین، به بیان اشتیاق و ارادت خود میپردازد. نکتهی قابل توجه، استفاده از کلمات ساده و روان است که باعث میشود مخاطب به راحتی با محتوای شعر ارتباط برقرار کند. این سادگی، در عین حال، عمق احساسات را نیز به خوبی منتقل میکند.
راهکار:
برای تقویت مهارت شعری خود، به مطالعهی قافیهها و وزنهای مختلف بپردازید. این کار به شما کمک میکند تا در سرودن اشعار، خلاقیت بیشتری داشته باشید.
آرزو
چرا آرزویم از روی تو در نظر
نمی آید
چراکام دلم ازباغ کویت به بر
نمی آید
به جانم فتادی عشقی از نگاه
رویت
چرا این فراق تو دگر به سحر
نمی آید..
عارف..🌹💚🌹❤️🌷🌹
️
-
عاشقانه شعر فلسفی غزل عشق فراق عرفان عارف، با این غزل دلانگیز، به ظرافت بیانگرِ دردِ ف...
غزل عارف: چرا آرزو برآورده نمیشود؟:
عارف، با این غزل دلانگیز، به ظرافت بیانگرِ دردِ فراق و ناتوانیِ وصال میپردازد. پرسشهای تکرارشوندهی «چرا نمیآید» نه تنها بیانگرِ اشتیاق، بلکه نشاندهندهی یک مفهوم فلسفی عمیقتر است: محدودیتِ ارادهی انسان در برابر سرنوشت و تقدیر.
راهکار:
برای درک عمیقتر اشعار عارف، به مطالعهی تاریخ و سبک غزل در ادبیات فارسی بپردازید. این کار به شما کمک میکند تا ظرافتهای معنایی و ساختاری شعر را بهتر درک کنید.
به نام تنها اشک عشق🙃:)
افسوس ب دام بندگی افتادیم ...
در تاب وتب زندگی افتادیم ...
یک عمر ب این گمان ک شاعر هستیم ..
از خواب و خوراک و زندگی افتادیم ...!🖤💯️
3.0
شعر فلسفی تنهایی زندگی عشق بندگی شاعر این شعر، یادآور اشعار حافظ و خیام است که به نقد زن...
بندگی و رهایی: شعری از دل:
این شعر، یادآور اشعار حافظ و خیام است که به نقد زندگی و جستجوی معنا میپردازند. مفهوم 'بندگی' در اینجا نه به معنای عبودیت دینی، بلکه به معنای اسارت در قید و بندِ آرزوها و توهمات است. شاعر با اعتراف به این اسارت، به نوعی خودآگاهی دست یافته است.
راهکار:
برای رهایی از بندِ تصورات، سعی کنید هر روز یک کار جدید انجام دهید که خارج از منطقهی امن شما باشد. این کار به شما کمک میکند تا دیدگاهتان را گسترش دهید و از محدودیتهای ذهنی رها شوید.
سونِت (ترجمه شده):
جوانی و جمال، چون برق میروند،
و دستِ پیری، ناگهان میآید.
هر آن شکوه که بینی، به باد میرود،
و عشقِ دیرین، زِ دلها میستاید.
چه فرق است میانِ شاه و گدایی؟
که مرگ، برابر سازد، هر دو را، ای وای!
"ویلیام شکسپیر" (William Shakespeare) (انگلستان - قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی)
شکسپیر در نمایشنامهها و سوناتهای خود، بسیار به مفاهیمی چون گذرا بودن جوانی و زیبایی، اجتنابناپذیری مرگ و...پرداخته است.️
3.0
شعر فلسفی فناپذیری شکسپیر مرگ سونت ویلیام شکسپیر، با تسلط بینظیرش بر زبان، در این سو...
سونت شکسپیر: تأملی بر فناپذیری:
ویلیام شکسپیر، با تسلط بینظیرش بر زبان، در این سونت به زیبایی گذر زمان و اجتنابناپذیری مرگ اشاره میکند. این مضمون، یادآور فلسفهٔ 'مemento mori' (به یاد مرگ باش) است که در هنر و ادبیات رنسانس رواج داشت.
راهکار:
برای درک عمیقتر اشعار شکسپیر، به بررسی مضامین تکرارشونده مانند گذر زمان و مرگ بپردازید. این مضامین، هسته اصلی تفکر او را تشکیل میدهند.
نه بیمارم نه خوشحالم
نه از حالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل
گهی از هر دو بیزارم
گهی خوشحال و خندانم
گهی از درد بی تابم
چه غوغایی ست در این عالم
که گه از شور در سازم
گهی با غصه دمسازم
گهی بیدار ولی خوابم
گهی در خواب و هوشیارم
گهی بیگانه از خویشم
گهی بیگانه هم خویشم
گهی با جان در آمیزم
گهی بادل نمی سازم
گهی تا عرش می تازم
گهی با ذره می سازم
گهی چون تندرو طوفان
گهی هم نم نم باران
درنهایت زند️
3.0
فلسفی شعر دوگانگی تناقض خودشناسی تغییر این شعر، یادآور مفهوم «آمبیوالانس» در روانشناسی ا...
دوگانگی وجود: شعری از تناقضات درونی:
این شعر، یادآور مفهوم «آمبیوالانس» در روانشناسی است؛ یعنی همزمان داشتن احساسات متضاد نسبت به یک شخص، شیء یا موقعیت. این تجربه انسانی، نشاندهنده پیچیدگیهای درونی ماست.
راهکار:
برای درک بهتر این احساسات متناقض، سعی کنید یک دفترچه یادداشت روزانه داشته باشید و هر روز احساسات خود را بدون قضاوت بنویسید. این کار به شما کمک میکند الگوهای رفتاری و عاطفی خود را شناسایی کنید.