در مقام صبر
آری شود و لیک
به خون جگر شود...
• حافظ️
جز چشم سیاه تو که جانهاست فَدایش
بیمار ندیدم که توان مُرد برایش ...!
[صائب تبریزی]
️بِـہ خُـدا دَر دِل و جـانَم نیسـت هیـچ ، جُـز حَسـرَتِ دیـدارش..:)🖤✨
️میروم زیر باران بهاری شاعرانه میزنم ساز و دهل من عاشقانه میزنم زیر آواز مثل یک قناری می سرایم شعر های عارفانه
️چَشـم بَستـہ مےتَـوان از هَـر اِتِفـاقـے پَریـد..اَگَـر دَستـانِ پِـدَر باز باشَـد..:)
️.
میان خوف و رجا حالتی است عارف را
که خنده در دهن و گریه در گلو دارد..
️
مانعِ ریزش این گریه نمیدانم چیست
که جگر بر مژه میآید و پس میگردد :)
️
حال مرا از شعر هایم بو نخواهی برد، من پشت شعری که نخواهم گفت میمیرم...
️گَر نباشد رنگِ رویا به چه دِل باید سِپرد :)؟!
️چه زیبا گفت مولانای جان: هزار بار... گر پیاده طواف کعبه کنی قبول حق نشود گر دلی بیازاری...
️تُ،در کنار خود نبودی نمی دانی در کنار تو بودن چه عالمی دارد...
️این که بهار است یا پاییز
چه فرقی می کند
بی تو هر فصلی نامش مردن است ...
زمستان میرود
بهار میآید
دلتنگی میرود
دلتنگی جدید میآید...
درخت با بهار و ماهی با آب زنده است و من با حرفاهای تو...♥️
️من
بهار مي شوم
تو با لبهات
بر تنم شكوفه بزن...
صبح است و هوای دل من مثل بهار است
پلکی بِزن و صبح بخیرِ غزلم باش ...