ایستگاه جان آن روز که آن قطار عشق در گذر بود✨ مهر تو درایستگاه دل وتو بی خبربود آن شورعشق که دردرون جان من بود هروز و هر شب چون قیامتی دگر بود.. عارف.. 🌹💚🌹 ️
آرامِ جانم بیا... دلم برایت تنگ است... انقدر تنگ که نمیدانم با کدامین واژه شدتش را بیان کنم بیا و مگذار دیر شود مگذار من هم مانند شهریار بگویم : آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا..️
بوسه های مجازی ، هوسهای سرد، آغوشهای خیالی، حرفهای مبهم، احساساتی از جنس دکمه های کیبورد، و این است سرانجام عشقهای امروزی یکی بود و یکی نابود . مَهی :️