این روزا مد شده که میگن : نجات دهنده در آینه است. اما داستایوفسکی یکبار گفته : در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش.
بَرایِ آرِزوهایِ مَحالِ خویش میگِریَم...! اَگَر اَشکی نَمانَد دَر خیالِ خویش می گِریَم! شَبِ دِل کَندَنَت می پُرسَم آیا باز می گَردی؟ جَوابَت هرچِه باشَد؛ بر سوال خویش می گِریَم!️
⤸در #نمازم فکر میکردم چه #کاری داشتم؟ #یادم آمد با دل سنگت #قراری داشتم . . بر #همین سجاده در مستی #دلم را باختم، در #همین میخانه با هستی #قماری داشتم، #آنچه ما آموختیم از عمر، درسِ #رنج بود ای #فلک من سنگدل #آموزگاری داشتم! چون #صدف بر خاک ساحل #ماندم امامثلموج باز میگشتم اگر #چشم انتظاری داشتم . . در #دلت یادی هم از من نیست #میدانم ولی من #زمانی در دلِ سنگت #مزاری داشتم :)🥀💔️