نگاه کن که غم درون دیدهام چگونه قطره قطره آب میشود . . چگونه سایهی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب میشود . . نگاه کن تمام هستیام خراب میشود . . شرارهای مرا به کام میکشد مرا به اوج میبرد مرا به دام میکشد . . نگاه کن تمامِ آسمانِ من پر از شهاب میشود . . تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشاندهای مرا کنون به زورقی ؛ ز عاجها ، ز ابرها ، بلورها مرا ببر امیدِ دلنوازِ من ببر به شهرِ شعرها و شورها . . ️
تار به تار مژه هایت را شمرده ام دانه به دانه موهات را بافته ام آن گونه ی سرخ را خوب بلدم آن لعل سرخ را خوب یاد دارم آن چشمان فریبنده قهوه ای قهوه دم صبح من برای زندگی خوب در حافظه ام دارمش مسیر خنده تا چشمانت فرم چال گونه ات دندان های خوش فرمت خنده چشمانت آخ که من خوب مسیر نقشه چهره ات را بلدم🫀🌈️