فکر میکنی انتظارش رو نداشتم، نه؟ از افراد زیادی عبور کردم تا به این روز روحم رو زنده نگه دارم. اوایل تعجب میکردم. ناامید میشدم. بعد ها یک مرحله بالاتر اومدم. ناامید شدم اما دیگه جای تعجبی نداشت. همیشه همین بوده، موافق نیستی؟ آدمها همیشه مأیوس کنندهان. و حالا من رو ببین. نه امیدی برای بستن دارم، نه وقتی برای اتلاف روی تفالهها و نه اتفاق جدیدی برای تحیر.️
حس می کنم تعادل احساساتم ازبین رفته، یا انقد بی حس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقد حساسم که کوچیکترین چیز عصبیم میکنه که میزنم هم خودم و هم هرچیزی که دور ورم هست رو داغون میکنم.... ️
من خسته از این کالبد خسته از این روح خسته از این روزگار همانند اشکی که از پرتگاه چشم به آرامی سقوط میکند با این خستگی ها از لبه تنهایی به چاله سکوت و بالعکس جابه جا می شوم 🌙🥃️