رفت خجالت کشیدم بگویم: گند زدی به تمام باورهایم غرورم نگذاشت بگویم: نرو! بمان کنار دلم دلم نمیگذارد فراموشش کنم عقلم نمیگذارد بگویم: برگرد خاطراتش نمیگذارد نفس بکشم قسمت نمیگذارد دستهایم به رؤیای داشتنش برسد و این وسط خدا با تمام بزرگیاش فقط نگاه میکند️
فِرِشتـہ اے خَنـבیـב، فِرِشتـہ اے گَریست، فِرِشتـہ اے בویـב، فِرِشتـہ اے خَستـہ شُـב، فِرِشتـہ اے نِگاه ڪَرد، فِرِشتـہ اے تَباه شُـב، فِرِشتـہ اے شِـڪَست، وَ هَمـہ ے اینـها اتِفاق اُفتاב وَقتـے فِرِشتـہ اے عاشق شُـב..️
نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونم پنهان کنم . گل با بوی خود چه می کند؟ گندمزار با خوشه اش؟ طاووس با دمش؟ چراغ با روغنش؟ با تو سر به کجا بگذارم؟ کجا پنهانت کنم؟ - نزار قبانی.️