بله، آدم افسردهای هستم. همیشه دهانم را میبندم. غالباً دوست دارم از اتاق پُر از جمعیت، به بیرون بروم. ممکن است به دیگران مهربانی کنم، اما اغلب نمیتوانم کوچکترین دلیلی برای مهربانی کردن به آنها بیابم. مردم آنقدر موجودات درخشانی نیستند که ارزش داشته باشد آدم بخاطر آنها به دردسری بیافتد.️
دو سه ساعت خواب شبانه، مصرف حداکثر روزانهی کافئین، کلافگی، بطالت، پرخاشگری، انزوا، سستی و کرختی، ناامیدی، غم، خشم، احساس ناکافی بودن، بیبرنامگی، خستگی مداوم، خو گرفتن به سردرد و تپش قلب، اعلام جنگ با خانواده، دوست و هر موجود زندهای که نفس میکشه، اورثینک، کینه، بغض، افکار منفی، کناره گیری از درس و ورزش و هر فعالیت نسبتا مفیدی که قبل از این داشتم و... این روندی که من برای زندگیم پیش گرفتم افت نیست، رسما سقوط آزاده.️
داری با افسردگی مبارزه میکنی درس میخونی تلاش میکنی هیچ جا نمیری،،،هیچ دوستی نداری .. ولی بازم خانوادت با بچه مردم مقایست میکنن:) زیباتر از اینم مگه داریم :)؟..❤️🩹️