متن های جدید خرداد 1405 / بیو های کوتاه (پیشنهادی)
جدیدترین متن های کوتاه خرداد 1405 از گلچین هزاران متن کوتاه جدید در خرداد 1405مناسب بیو . را در بزرگترین سایت بیو و متن کوتاه ایران تاوبیو بخوانید و در بیوگرافی و استوری خود استفاده کنید
مرد همانی ک در واقع من در د زیر رگبار نگاهت باشد ن همانی که در خوشی کنارت باشد️
تو هر چقدر هم حالت خوب باشه و خوشحال باشی ادم ها با یک کلمه واقعا فقط با یک جلمه میتونن همه چیز را نابود کنن همش را تروخدا مراقب باشد چی میگید ! شاید براتون یک حرف ساده باشه ولی شاید برای اون خیلی چیز ها باشه !️
یقا میخوای بدونی کجای زندگیمی؟ ببین تو دقیقا دقیقا همهجای زندگیمی. رو درو دیوار اتاقمی تو هوایی که نفس میکشم تو مغزم تو قلبم خیالم خوابم تو نقاشیام ساز زدنام همهجا، ببین همهجا ️
اگه باهمه حرف میزنی بامن حرف نزن . اگه قربون صدقه همه میری قربون صدقه من نرو . اگه برای همه اهنگ میفرستی برا من نفرست . اگه یچیزیو ب همه میگی ب من نگو . اگه همرو دوست داری منو دوست نداشته باش . اگه ب همه فکر میکنی ب من فکر نکن . اگه باهمه شوخی میکنی با من شوخی نکن . اگه ب همه قشنگ نگاه میکنی ب من قشنگ نگاه نکن . اگه ب همه توجه میکنی ب من توجه نکن . اگه باهمه راحتی با من راحت نباش . اگه با همه میگی میخندی با من نگو نخ️
وقتی تو خواب خودتو به بیهوشی میزنی و نگرانت میشن✨️ روکا:هعی سکته کردم دخترررر تلافی میکنم سرتتت(با دمپایی میوفته دنبالت😐) پاریتا:الان خوبییی؟چیشد؟الکی گفتی یا واقعا؟اتتتت😭😠 آسا:آبی که آورده بود تا بریزه روت رو میریزه سرت😂 آهیون:زودتر اونی هاشو خبر کرده هنوزم فکر میکنه حالت بده🤦🏼♀️🥺 رورا:یااااااا ترسیدممممم🥺[حالا تو باید اونو آروم کنی😂] چیکیتا:خب خیالم راحت شد🤣😂نودل میخوری؟ رامی:گریش میگیره😭[ات بد😐]️
هیچکس سرش آنقدر شلوغ نیست که زمان از دستش در برود و شمارا از یاد ببرد. همه چیز بر می گردد به اولویت های آن آدم؛ اگر کسی به هر دلیلی شمارا فراموش کرد فقط و فقط یک دلیل دارد... شما جزو اولویت هایش نیستی!️
*دوباره اپریل، دوباره غم، دوباره شکوفه های بهاری، دوباره پرستو های مهاجر، دوباره آپریل، دوباره ترس، دوباره بارون های بهاری، آپریل ماهی که بار اول ناپلئون من دزیرهش رو ترک کرد...ماهی که من شکستم...دوباره آپریل، دوباره ماه تو..." جئون جونگکوک 18 آپریل 1992*️
چشم من چشم تو را دید و ولی دیده نشد! من همانم که پسندند و پسندیده نشد! یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم؛ غنچهای بود که گل کرد و ولی چیده نشد، عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند سعی کردم که بفهمم و فهمیده نشد...️