جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

جنگ با خود

8 پست
متن های جنگ با خود / بهترین متن جنگ با خود [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
«آدم گاهی از دنیا خسته نیست؛ از جنگیدن با خودش خسته است.»
️
3.0
فلسفی روانشناسی جنگ با خود فرسودگی روانی صلح با خود خستگی از جنگیدن با خود
پارادوکس خودکنترلی: مغز برای مهار یک میل، همان مدا...

خستگی از جنگیدن با خود؛ فرسودگی روانی:

پارادوکس خودکنترلی: مغز برای مهار یک میل، همان مدارهای پاداش را فعال می‌کند که برای ارضای آن. پس جنگیدن با خود، به‌جای تمام‌کردن کشمکش، سوخت آن را تأمین می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند خودشفقتی، نه تنبیه، تاب‌آوری را بالا می‌برد. شاید خستگی، صدای پایان جنگ نیست؛ صدای تغییر استراتژی است.

راهکار:

این جمله اغلب یک تشخیص نیست، یک علامت است: انرژی‌ات صرف مقاومت در برابر خودت می‌شود. اگر جای «مبارزه» را با «گفت‌وگوی درونی» عوض کنی، همان نیرو آزاد می‌شود برای ساختن. یک تمرین: نامه‌ی کوتاهی به بخش خسته‌ات بنویس و از او بپرس دقیقاً از چه چیزی می‌ترسد.

دَر مغزم .
گرگی را .
زنجیر .
کرده ام .
که اگر .
رها .
شود .
به خود .
هم رحم.
نمی کند !️
2.5
روانشناسی فلسفی گرگ درونی کنترل خشم درونی مهار غریزه جنگ با خود
در علوم اعصاب، مهار تکانه شبیه نبرد قشر پیش‌پیشانی...

کنترل گرگ درون؛ مهار غریزه‌های تاریک ذهن:

در علوم اعصاب، مهار تکانه شبیه نبرد قشر پیش‌پیشانی با آمیگدال است: قشر پیش‌پیشانی مثل زنجیر فرمان توقف می‌فرستد، اما آمیگدالِ برانگیخته می‌تواند از مسیر میان‌بر به ساقه مغز، زنجیر را دور بزند. به همین دلیل در خشم یا ترسِ شدید، رفتار پیش از رسیدن منطق رخ می‌دهد.

راهکار:

این «گرگ» را نه به عنوان دشمن، که به عنوان بخش محافظت‌نشده‌ی روان ببین؛ در روان‌شناسی یونگ، هرچه زنجیرش کنی، قوی‌تر برمی‌گردد. شاید اگر برایش اسم بگذاری و به‌جای زنجیر، یک قفس شیشه‌ای بسازی، تبدیل به سگ نگهبانِ همان مرزها شود.

نصب برنامه اندروید تاوبیو
در سرم جنگ های زیادی می‌گذرد که...
تنها کُشتِه‌اَش مـنم:) ️
4.2
غمگین روانشناسی جنگ با خود افکار مزاحم خستگی روانی درگیری درونی
مغز هنگام تهدیدهای درونی همان مناطقی را فعال می‌کن...

جنگ با خود: وقتی تنها کشته افکار مزاحم خودم هستم:

مغز هنگام تهدیدهای درونی همان مناطقی را فعال می‌کند که در خطر واقعی فعال می‌شود؛ به همین دلیل جنگ‌های ذهنی بی‌آنکه دشمنی بیرونی وجود داشته باشد، خستگی جسمی واقعی ایجاد می‌کنند. نکته جالب‌تر این است که ذهن می‌تواند سناریوهایی بسازد که هرگز اتفاق نمی‌افتند، اما بدن هزینه‌شان را کامل پرداخت می‌کند. اگر این نبردها شبیه‌سازی ذهنی‌اند، فرمانده‌شان کیست؟

راهکار:

این جمله را می‌توان جور دیگری خواند: تنها بازمانده‌ی این جنگ‌های ذهنی هم خودِ توست؛ پس هر زخم، ردِ پیروزی‌ای پنهان است که هنوز روایت نشده.

دَْر چَشْم هٓایَمْ خَسْتِگي تَمٓاٰمِ شَبْ هٓایي اَسْتْ کِهْ بیدٓارْ مٓاْٖندَم تٓا بٰا خُودَمْ بِجَنْگَمْ.️
3.8
غمگین تنهایی جنگ با خود بی‌خوابی و خستگی شب‌های بی‌داری تنهایی درونی
کم‌خوابی فعالیت آمیگدال را بالا و کنترل قشر پیشانی...

خستگی شب‌های بی‌خوابی و جنگ با خود:

کم‌خوابی فعالیت آمیگدال را بالا و کنترل قشر پیشانی را کم می‌کند؛ مغز بی‌خواب، تهدید خنثی را هم تهدید می‌بیند. در آزمایش‌های محرومیت خواب، تعارض‌های درونی و تصمیم‌های خودتخریب‌گرانه شدیدتر می‌شوند. یعنی شب‌بیداری، جنگ با خود را از استعاره به نوروبیولوژی می‌برد. وقتی قاضی و متهم هر دو مغز خودت باشند، بی‌خوابی حکم را به کدام طرف می‌دهد؟

راهکار:

این خستگی فقط فرسایش نیست؛ گواهی شب‌هایی است که خودت را از دست خودت پس گرفتی. جنگ با خود اگر بی‌پایان بماند، فرسایش است؛ اما همان انرژی، وقتی به گفت‌وگوی درونی تبدیل شود، نقشه‌ی بازسازی می‌شود.

مشابه ها
گاهی خودیا از همه دشمن ترن... 🐺️
3.8
🐺.. 𝙎𝙤𝙢𝙚𝙩𝙞𝙢𝙚𝙨 𝙁𝙧𝙞𝙚𝙣𝙙𝙨 𝘼𝙧𝙚 𝙀𝙣𝙚𝙢𝙞𝙚𝙨
‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
روانشناسی فلسفی دشمن_درونی خود تخریبی جنگ با خود خود دشمنی
در علوم اعصاب، خودانتقادی شدید مسیرهای درد اجتماعی...

خود تخریبی؛ وقتی دشمن درون از همه خطرناک‌تر است:

در علوم اعصاب، خودانتقادی شدید مسیرهای درد اجتماعی را فعال می‌کند؛ همان مدارهایی که وقتی طرد می‌شویم. مغز «منِ سرزنش‌گر» را مثل یک تهدید واقعی پردازش می‌کند، حتی اگر فقط صدایی در سر باشد. یونگ این را «سایه» می‌نامید: بخشی از خود که تا انکار شود، علیه ما می‌جنگد.

راهکار:

این جمله بیشتر از نفرت، از ترسِ قدیمی می‌گوید: بخشی از ذهن که تو را می‌کوبد، اغلب می‌خواهد از تهدیدِ خیالی جلوگیری کند. تصویر «گرگ» را به «نگهبان زخمی» تغییر بده؛ همان انرژی، وقتی مهار شود، می‌تواند مرزکشی و محافظت از خود شود، نه حمله به خود.

باخودمی‌جنگیدوازخودشکست‌می‌خورد؛
وبرجسدخود می‌گریست..️
1.0
غمگین فلسفی جنگ با خود شکست درونی خوداندوهی تعارض ذهنی
مفهوم «جنگ با خود» ریشه در نظریهٔ ناهماهنگی شناختی...

جنگ با خود و شکست درونی؛ گریه بر پیکر خود:

مفهوم «جنگ با خود» ریشه در نظریهٔ ناهماهنگی شناختی دارد: وقتی دو باور متضاد در ذهن داریم، ذهن به‌طور ناخودآگاه یکی را نابود می‌کند تا آرامش برقرار شود. اینجا شما نه با یک دشمن بیرونی، که با بخشی از نورون‌های خود می‌جنگید. جالب است که مغز انسان برای حفظ انسجام «خود»، حاضر به کشتن بخشی از هویت خود نیز هست. آیا این مرگ نمادین، تولد دوباره‌ای را در پی دارد؟

راهکار:

این پارادوکس درونی را می‌توان پلی برای شناخت لایه‌های پنهان خود دید؛ همان‌طور که نیچه گفت: «آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند» - شاید شکست از خود، دقیقاً نقطهٔ شروع برای بازسازی هویت باشد.

با خود می‌جنگید و از خود شکست میخورد و بر جسد خود می‌گریست ،
جنگ‌های او درونش بود و دیگر توانی برای جدال با جهان برایش باقی نمی‌گذاشت !️
5.0
غمگین روانشناسی جنگ با خود خودویرانگری فرسودگی ذهنی نشخوار فکری
مغز هنگام سرزنش خود، همان مدارهای عصبی درد جسمی یع...

جنگ درونی و فرسودگی روانی؛ چرا از خود شکست می‌خوریم؟:

مغز هنگام سرزنش خود، همان مدارهای عصبی درد جسمی یعنی اینولا و قشر سینگولیت قدامی را فعال می‌کند. به همین دلیل شکست از خود خستگی‌ای واقعی شبیه جنگ فیزیکی ایجاد می‌کند و ظرفیت حافظه کاری و تصمیم‌گیری را تحلیل می‌برد.

راهکار:

این روایت را می‌توان از زاویه «محافظت» دید: بخشی از روان برای بقا سعی دارد نسخه‌های ناخواسته‌ات را از میدان خارج کند، اما هزینه‌اش فلج شدن و از دست دادن توان مقابله با جهان است. در روان‌شناسی به این چرخه «نشخوار فکری» می‌گویند؛ خستگی‌اش واقعی است، نه تنبلی.