گاهی انگار که توی ساحل دریای غم و درد رها شدم و آب سرد با آغوش باز منتظر روح در هم شکسته منه اما انگار که نور کوچکی درون قلبم میدرخشه و تیکه های شکسته منو به هم میچسبونه ، آروم بین دستام میلغزه و گرمشون میکنه و در یک چشم بهم زدنی منو به خونه برمیگردونه به جایی که ستاره کوچکم منو صدا زده بود..اوه حالا یادم اومد که اون همیشه مثل نور کوچیکی بین نا امیدی های منه و نمیزاره که از هم بپاشم _ژنرالِ تو.️
"دلتنگی یعنی صدای کسی را در سکوت بشنوی، حضورش را در نبودنش حس کنی و با خاطراتش حرف بزنی، انگار هنوز هست، اما نیست..."
️
5.0
"Missing is hearing someone's voice in silence, feeling their presence in their absence and talking to their memories, as if they are still there, but they are not..."