میدونی چیه ؟ درد نبودنت مرا آدم دیگری ساخت آدمی که لحظه ای مانند دیوانه میخندد و لحظه ای همانند یک ابر میبارد مرا نبودنت یه بی احساس ساخت ولی در عین حال میتوانستم با روزنه امیدی دوباره سر پا شوم ولی مشکل همینجا بود که آن روزنه امید تــو بودی️
میدونی چیه؟ کاش همون لحظه که از دور نظاره گر چهرت بودم تو هم میفهمیدی که چقدر هوای سرم بی تو سرده کاش تو هم یه ذره از حس من رو داشتی و درک میکردی میفهمیدی که چقدر تحملی که درد داره سخته کاش تو هم یه ذره اون حسی که اول صبح رو با فکر تو بیدار میشدم رو درک میکردی کاش یه ذره مهم بود واست که دو ساعت پای آینه ایستادن و برای لحظه ای زیبا بودن که شاید تو نگاهت به من بخورد را میفهمیدی ️