تو زبون کوردی یه واژه هست به اسم «هایش»اینو وقتی به کار میبریم که دیگه از زندگی بریدیم و غممون به جایی رسیده که با گریه هم آروم نمیگیریم و تهه سنگ شدنه،هایش...!️
امان از این بوی ِ. پاییز و آسمان ابری! که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس ِ دیگری … فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود، دلت آغوش ِ گرمتری میخواهد…️
تو در قلب من فرمانروایی و دگر مثلت نیست،ولی من در قلب تو اعدامی ام حبس میکشم تو در یادم هروز تازه میشوی،ولی من در یاد تو کهنه ام با خاک هم صحبت میشوم تو در چشمانم هر لحظه پیدا گشته ای،ولی من در چشمانت غباری از اشکم پاک میشوم تو در نوشته هایم محبوس خاطراتمی،در آخر من در نوشته هایت هرشب کمرنگ میشوم=)♡️