و اگر نیاز داری این را بشنوی . . .
« اگر از دیگران میرنجی ؛ همیشه هم عیب از تو نیست ؛ گاهی هم واقعا آنها بیرحم ؛ بیملاحظه و نامهرباناند . »
[مه خآموش ]
️
3.8
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
به قول ِ شاعر :
من میان عاشقان مثل زلیخا خسته ام
یوسفی دارم که میدانم به نام دیگریست .️
3.7
غمگین شعر ادبی
و کاش عزیزمن، به زمان هجوم آوار غم
پنآهی هم داشته باشی..'️
3.7
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
- دیگر سرزنده نبود ، بیشتر اوقاتش به دلنگرانی میگذشت ؛ انرژیای که روزگاری صرف عشق ورزیدن به زندگی میکرد ، حالا داشت صرف دوام آوردنش میشد .
[مه خآموش]️
3.9
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
دست ها خیلی زیبان ؛ موقع نواختن ساز ، موقع
دم کردن قهوه ، موقع چرخوندن فرمون ، موقع
نوازش کردن ، موقع بغل کردن.️
3.5
فلسفی هنری حقیقت زندگی ادبی
میدانستم می رَوی
اما این رفتنت را چگونه به قلبم بگویم؟
-ویرگول
️
1.3
غمگین حقیقت ادبی
در هر خوابی دیدم
که تو را دارم
بس که جانم
تو را دوست دارد:)))
-ویرگول️
3.0
عاشقانه حقیقت ادبی
نه میل به آغاز، نه توان به پایان دارم؛
عمریست مردهام اما جان دارم . .️
4.2
غمگین شعر حقیقت ادبی
کاش میتوانستم خودم را از چنگ خودم نجات بدهم.
- بوف کور | صادق هدایت️
3.4
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
- کسی چه میدانست که ما چند بار تلاش کردیم . .
روحمان را زیبا نگه داریم ، وقتی که جهان فقط به ما زخم می زند .
[مه خآموش]️
3.6
غمگین فلسفی حقیقت خسته ادبی
تو نمیدانی عزیز من،
اما ؛ در دل من
تمام راهها به تو میرسند !
حتی بیراههها .
[متواری]️
3.6
غمگین فلسفی حقیقت خسته ادبی
«حافظ على الأشخاص الذين سَمعوك وأنت لم تنطق بكلمة.»
+از افرادی که صدایت را شنیدند بدون این که صحبت کنی، محافظت کن.️
3.9
غمگین فلسفی حقیقت خسته ادبی
موری گفت:
میدونی چیه؟ من به اندازه سابق زنده نیستم.اما هنوز هم نمرده ام.چیزی در این وسط هستم.
-از کتاب سه شنبه ها با موری.️
3.2
غمگین فلسفی حقیقت خسته ادبی
دیگر هرگز به جایی که ترک کردهام باز نخواهم گشت،حتی اگر تکهای از وجودم همانجا روی زمین مانده باشد.️
1.8
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
جسمی
در
این
جا،
قلبی
در
آن
جا
و
خیالی
بسیار
دور..!
|محمود درویش|️
4.1
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
پرسید: « از عشق چه به دست آوردی .? »
گفتم : « حالا تمام شعرهای غمگین جهان را میفهمم »
[مه خآموش]️
3.0
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
اما عزیزِ من، اندوه فقط به شکل اشک درنمیآید؛ گاهی اوقات غم به شکل سکوتِ طولانی، خوابِ بیاندازه یا بیداریِ بیاندازه، دوری کردن از دیگران، لرزشِ دستها و خیرهشدنِ طولانی به جایی درمیآید.
[مه خآموش]️
4.0
غمگین فلسفی حقیقت زندگی ادبی
میگویند :
درد انسانها را به یکدیگر نزدیک میکند، کدام یک از ما شادیم که اینقدر از هم دور ماندهایم .?️
3.8
غمگین شعر حقیقت زندگی ادبی
چگونه با انسان ها رفتار کنم؟
ادبیات:
با انسان ها!؟
نیک باش عزیز من!
اما، کمرنگ رقیق و بسیار دور...
چرا که هیچ موجودی به اندازه ی آدمیزاد
نمی تواند از نیکی پشیمانت کند! ️
1.0
شعر ادبی
-وقتی آدم جرات خیال پردازی را داشته باشد،
معجزه های زیادی رخ می دهد.
مشکل این است که مردم هیچوقت
چیزهای غیر ممکن را تصور نمی کنند.️
2.1
فلسفی ادبی
غم ما همچو ریشه درختی
عمیق بود نمیدانستم برای که
چگونه توضیحش دهم
غم در من رخنه کرد شاید سرنوشت بود
این چنین بگذرد
اما میدانستم این غم مرا رها نخواهد کرد️
4.3
غمگین فلسفی ادبی
به دنبال چشمانی میگردم
که دیدن من برایش کافی باشد
️
4.4
عاشقانه شعر ادبی
میدانستم اگر برود
چیزی در من میمیرد
به نام [احساس] ️
4.2
غمگین شعر عشق یک طرفه ادبی
عاقبت دستانمان رو میشود با شعر ها
مثل چشمانی که بعد از گریه ها پف میکنند...️
4.0
شعر ادبی حقیقت دلتنگی
✯صَخره تعریف میکرد واسه لاکپشت های ساحلی؛♬
✯صد تا طوفان امد و رفت و ما هنوز سالمیم.!♬
♬فـدایی♬️
2.5
شعر موسیقی زندگی ادبی
جای مهتاب،به تاریکی شب ها تو بتاب
من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند
“فریدون مشیری”️
4.2
عاشقانه شعر ادبی
همین که گاه به من فکر میکنی کافیست
بمان و پشت سرم عاشقانه غیبت کن
“امید صباغ نو”️
4.4
عاشقانه شعر ادبی
حسن باران این است
که زمینی ست، ولی
آسمانی شده است
و به امداد زمین می آید…
"مجتبی کاشانی"️
5.0
شعر باران ادبی