دفعه ی بعد، جوری ازم رد شو، که دنده هام خرد بشن. جوری که وجودم، زیر جریان گذرای رفتنت نابود شه و بمیره. دفعه ی بعد، جوری ازم رد شو که زنده نمونم و داستانتو برای بقیه تعریف نکنم. دفعه ی بعد، نذار دستی برام بمونه، که ازت بنویسه. باشه؟️
همیشه ضربه هایی که میخوردم از ساکت بودنم در مقابل آدما بود؛ اینکه بلد نبودم حرف بزنم و از حقم دفاع کنم، اینکه توی حرف زدنم همیشه سعی میکردم طوری حرف بزنم تا طرف مقابلم از حرفای من ناراحت نشه. اما خب هیچ کدومشون جز شکستن قلبم کار دیگه ای انجام ندادن؛ به قول شایع به ادما اگه گل بدی ازت توقع دار میشن، نزارین اون توقع ها شکل بگیره و باعث نابودی خودتون و روحتون بشه. بخدا که هیچکس جز خودتون درکتون نمیکنه همه به فکر خودشونن️
همهمون تو این روزا یه تیکههایی از وجودمون رو از دست دادیم که هیچوقت قرار نیست جاش پر بشه. برای تحمل این همه رنج و سختی، این همه فشار و استرس، این حجم از غم و تنهایی، نیازمند قلب های بزرگ تری بودیم.