آدما گاهی بدون دلیل و توضیح میذارن و میرن؛ خیلی وقتا این بی خبر رفتن ها از خود خواهی اونا نیست، فقط دیگه نه طاقت موندن و جنگیدن دارن و نه حوصله ای واسه توضیح دادن؛ که من دقیقا تو همین مودَم و یروزی یهویی میرم.️
بعضی شبا یه طوری توی خودم میرم ، یه طوری تا تَهِ تاریکی فرو میرم که یادم میره مسیر برگشتنو ، اینکه چیشد ، چیشد که کارم به اینجا رسید ، چرا من دارم توی افکارِ خودم غرق میشم اصلا مگه ممکنه آدم غرقِ خودش بشه! از کارای خودم میترسم ، از این رابطهی صمیمیای که بین خودم راه انداختم ، از تأثیری که خودم میتونم روی خودم بزارم ، دیگه مشکلاتم به دیگران خطم نمیشه ، مشکل خودمم.️
I wish one could hug oneself; He should put his head on his shoulder and cry loudly for all the things he is going through. کاش آدم میتونست خودشو بغل کنه؛ سرشو بذاره روی شونه خودش و بلند بلند گریه کنه برای تموم چیزایی که میگذرونه.️
مینویسم نامه ای، روزی از اینجا میروم با خیال او.. ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید کیستی؟! شاید او حتی بگوید لایق من نیستی! مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن؛ حالا که دگر نیستمـ..(: ️