ما بیش از اندازه قوی بودیم، مدام میشکستیم، شکستههایمان را بند میزدیم و ادامه میدادیم، اشک میریختیم، اشکهایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک میکردیم و دوباره با تمام جسارت روی پاهای خودمان میایستادیم، ما بیش از اندازه قوی بودیم، به کسی تکیه نمیدادیم، با کسی از دردهایمان نمیگفتیم و از کسی کمک نمیخواستیم، ما به قیمت همین قوی بودن از پا در آمدیم، قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند.️
بعضی وقتا خیلی دلت میگیره از کارایی که در حقت میکنن ولی این شعر صائب تبریزی حقیقت ماجراست: “اثر ظلم محال است به ظالم نرسد ناله پیش از هدف از پشت کمان میخیزد…” ️