خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــرده مثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدی کـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخورده
خسته ام مثل طبیبی که خودش بیمار است ... جمله ` هرچه بگندد ... ` به سرش آوار است ... خسته تر مثل کسی که شب قبل از اعدام ... خواب آشفته ی او ، خواب طناب دار است
خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است️