نیست در این شهر نگاری که دل ما را ببرد
️جانی و دلی
ای دل و جانم همه تو
در دلم
بنشستهای
بیرون میا...
این اشکهای بیصدا، نشانهٔ شایق است️
މވހގ ۬۬ސ .
و او ꯭ز꯭ا꯭دهی سرزمین پروانہ ها بود
جای مꥇ𐇽اه و خورشی݁ꨲ𑩓دو عوض
میکޯنم تنه᳤ا برای گ᳥وشه نگاهی از ت⃘و
@_
نیمׁꨭꨲـہ دꨲی𝅽گر مׁ️
خداحافظ اگه میگی دلت رو میزنم میرم
خداحافظ تو آروم باش اگر مشکل منم میرم
ناز را می کشیم
آه را می کشیم
انتظار را می کشیم
فریاد را می کشیم
درد را می کشیم
ولی بعد از این همه سال …
آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم
دست بکشیم
از هر آنچه که آزارمان می دهد️
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
️به من فریاد زد ماه هر گاه
که چشمهایش را قاب کن در من
تا رهگذران زیبایی ببینند از من
بگفتم تمام (( آرام گاه من )) چشمانش است
ان گاه دیدگاه من دور از✨️ چشمانش✨️ است.....:)️
محو چشمانِ تو بودم...
که به دام افتادم!
بیوفا حالا من افتادهام از پا چرا؟
نوشداروئی و بعد ازمرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
-شهریار جانان'
شـــعر️
یاد تو حس قشنگیست کـہ در 💔 دارم تو چـہ باشے چـہ نباشے نگهش میدارمـ
️من همان آدم پر منطق بی احساسم
پس چرا آمدنت حال مرا ریخت بِهَم..؟
آنچه در يادش
نمانده،یاد ماست.
فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بیخاک عشق آبی ندارد
مجنون که در دیوونگی شهره ی شهر است
در دشت جنون همسفر عاقل ما بود⚡
️چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود
ای پاره دلم، که بریزم به پای تو :)
Nothing was more precious than my entire heart
O fragment of my heart to sprinkle it beneath your foot
چو مَنی را مَده از دست،
که کمتر یابی...! ❥
[✍🏻امیرخسرو دهلوی]
️مرا
تا دل بود دلبر تو باشی.
مراقب من باش...
از من،
فقط تو مانده ای...
معشوقه به سامان شد
تا باد چنین بادا…
عالمشکرستان شد،تابادچنین بادا
عید آمد و عید آمد،یاری که رمید آمد
عیدانه فراوان شد، تا بادچنین بادا
🌿☘️️
ناز و عشوه نکن ای دوست به ما نیز بخند... ️
با او بدم بی او شدم
در عشق او چون او شدم
زین رو چنین بیسو شدم
;
من همه در حکم توام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی✨❤️🔥
مخاطب داره؛ ️
حال جای عقل من، دستور صادر میکند!...️