چشمانی چون غزل مولانا با صدای شجریان:
در علوم اعصاب، «سینستزیای استعاری» توضیح میدهد چرا یک نگاه میتواند مثل صدای شجریان در سر بپیچد: مغز چون شعر را با آواز شنیده، دیدن چشم را به شنیدن غزل ترجمه میکند. مولانا خودش سماع را به چشم معشوق گره میزند؛ گویی هر غزل، یک اندام حسی جداگانه دارد.
راهکار:
شجریان وقتی غزل مولانا را میخواند، صدا از حنجره بیرون نمیآید؛ مثل نوری است که از پشت پلکها رد میشود. چشم معشوق هم همینطور است: نه دیده میشود، نه خوانده؛ درست در لحظهای که کلمات تمام میشوند، یک بیت تازه از نگاه شروع میشود.