ما عادت کردیم به فکر کردن راجع به حرف هایی که نتونستیم بزنیم. برای ما ساعت ها غرق شدن توی لحظه هایی که حرف هامون رو به زبون نیاوردیم و خوردیم، عادی شده. وقت هایی که سکوت کردیم ؛ اما درونمون غوغا بود. نگاه کردیم؛ اما افکارمون رو زدیم ، شکستیم ، جر دادیم و له و لورده گوشهی ذهنمون خوابوندیم. به ظاهر حرمت ها رو نشکستیم ؛ اما توی قلبمون هیچ حرمتی نموند. ما به همهی این نگفتن ها عادت کردیم.️
- قو تنها پرنده ای که تمام زندگیش یه جفت انتخاب میکنه و اگر جفتش بمیره تا آخر تنها میمونه. یه داستانی هست به اسم آواز قو؛ از این قرارِ که پرنده قو هیچ صدایی نداره و هیچوقت آوازی نمیخونه اما وقتی زمان مرگش میرسه قو حس میکنه و همونجایی که برای اولین بار جفتش رو دیده بود همونجا برای اولین بار شروع میکنه به آواز خوندن تا بمیره... ️