از قشنگ ترین متنایی که خوندم نامهی علی شریعتی به عشقش بود : عزیزِ مهربانِ بداخلاقِ صبور تندجوش ! امید بخشِ یأس آورِ، پرحرفِ حرف نشنو بدترین بدِ خوبترین خوبِ با وِی نتوان زیستن، بی وِی نتوان بودن ! یک جورِ درهم برهمِ شلوغ پلوغِ قرو قاطی عزیزی که تورا نمیتوانم تحمل کنم و دنیا هم بی تو تحمل ناپذیر است...️
من مثل عکسی بودم که محو شده بود، مثل نامهای که هیچ وقت نرسید، مثل قهوهای که اون قدر روی میز موند که رنگاش پرید. مثل سیگاری در بین انگشت های معشوقه ام که اون رو انداخت روی زمین و سوخته، رهایش کرد.️