خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــرده مثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدی کـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخورده
خسته ام مثل طبیبی که خودش بیمار است ... جمله ` هرچه بگندد ... ` به سرش آوار است ... خسته تر مثل کسی که شب قبل از اعدام ... خواب آشفته ی او ، خواب طناب دار است
خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است️
وقتی به بابام نیازداشتم سر کار بود وقتی به مامانم نیاز داشتم خرید بود وقتی به داداشم نیاز داشتم با دوستاش بود وقتی به خواهرم نیاز داشتم آرایشگاه بود وقتی همه رو نیاز داشتم نبودند پس منم وقتی نیازم دارند نیستم️