ناگهان دلم هوای تو را کرده راستش را بخواهی، ناگهان فکر کردم تو کنار منی چقدر تو را دوست میدارم، خدای من چقدر ماهِ زندگیم کاش بدونی زندگی در بود و نبودت کنارم ٫ چقدر برام فرق میکنه … دوست داشتم ٫ دارم ٫ خواهم داشت
775روز تا کنکور 15:57 نمیدانم فردا چه اتفاقی در هیاهوی که قرار است بسازم می افتد اما میدانم خیلی سر نوشت ساز است یا برای همیشه حال من خوب میشود یا همچنان بید مجنونی که مرده اس میمانم و استرس فردا ساعت ده صبح و آن دو ویس.... و جوابی که نمیدانم چیست....
خداروشکر من نفس میکشم🫁 خداروشکر میتونم دستمو بزارم رو شینمو ضربان قلبمو احساس کنم🫀 خداروشکر میتونم راه برم🚶🏻♀️ خداروشکر نور افتابو میبینم☀️ خداروشکر درختمو میبینم🌳 خداروشکر هنوز گرمی افتابو رو صورتم حس میکنم🌇 خداروشکر که ماه رو دارم و شبا بجای رفیق نداشتم باهاش درد و دل میکنم🌃 خداروشکر سایه مامان و بابام بالا سرمه با اینکه شاید بعضی موقعها هم نظر نیستیم...🏠 خداروشکر که میتونم صدای آهنگام و پرنده هارو "n-d"️
من آنقدر دلتنگ توام که احساس می کنم هر آهنگی که می شنوم درباره ی توست برای توست... گویی هر کلمه اش نام و یاد تو را فریاد میزند هر کلمه اش خاطره ای است که بر روح و جانم زخم میزند خاطراتی که شبانگاهی مرا وادار به نخوابیدن میکرد...... اما حالا.... فکر خیالت همان مدت کوتاه خواب را از من گرفته است......️