جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

متن های ادبی عاشقانه / بهترین متن ادبی عاشقانه [پیشنهادی]

5038 پست
متن های ادبی عاشقانه گلچین , تعداد 5,038 متن ادبی عاشقانه به ترتیب بهترین ها برای کپشن بیو پست و.. متن های ادبی عاشقانه / بهترین متن ادبی عاشقانه [پیشنهادی]
عاشقانه ادبی شعر عاشقانه عاشقانه شاخ غمگین عاشقانه عاشقانه مولانا عاشقانه تنهایی فلسفی عاشقانه جدایی عاشقانه خیانت در عشق عاشقانه تیکه دار ادبی تیکه دار ادبی عاشقانه عربی
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم؛
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم؛
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...!


#فریدون_مشیری
(بخشی از شعر)#کوچه️
5.0
عاشقانه غمگین عشق یک طرفه ادبی دوستت دارم
نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها
.
ما نسل بوسه های ممنوع بودیم
عشق را
میان لب های هم پنهان کردیم تا نمیرد
بعد از ما
شما نسل آزادیِ بوسه در خیابان
خواهید بود
عشق را با لب هایتان فریاد بزنید
تا زندگی کند  :)♡-








"فندوق خانوم "️
5.0
عاشقانه شعر ادبی
وقتی‌وارد‌زندگیم‌شدی‌؛زیبابودی...🌱
چشمای‌بلورینت‌دلم‌را‌گرف...🪐
و‌هزار‌تا‌آیینع‌درست‌شد...🌌
ناگهان‌پشت‌یک‌ابر‌قایم‌شدی...☁️🌑
نگاهت‌کردم‌ندیدی...🌪
صدایت‌کردم‌نشنیدی‌...❕
از‌دوری‌ات‌یخ‌زدم‌نتابیدی...🖤️
4.9
عاشقانه غمگین دلتنگی عشق یک طرفه ادبی
سرانگشتش
گره میزد به گیسو
دلم میرفت و آنجا گیر میکرد...

- ‌هوشنگ ‌ابتهاج ‌️
5.0
عاشقانه شعر ادبی
بوی گُل
کی شود آن عشق تو را در ساز فکنم
حیف که پاییز برد گل ناز را در چمنم
چون صبابرده است بوی آن گُل زبرم
یادعشقت هنوز نقش نگار برجان وتنم..
عارف. 🌹💚🌹
5.0
عاشقانه شعر ادبی

اشک ها وزن ندارند اما احساسات سنگینی رو
تو خودشون نگه می‌دارن!

4.9

الدموع لا تزن ، 
لكنها تحمل في نفوسها مشاعر ثقيلة!

عاشقانه غمگین عربی ادبی
اونجا که نزار قبانی میگه :
خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقی تو ساخته‌اند؛پر التهاب ،اندوهگین ،خسته و زیبا…️
4.3
عاشقانه فلسفی ادبی متفرقه
مرا دیده بود،رد زخم‌های کوچک و بزرگِ روی تنم را. می‌دانست دیگر جایی برای زخم و تحملی برای درد ندارم،همان روز های اول با چشم‌های مهربانش نگاهم کرد:"از دستای من فرار نکن،دستای من فقط نوازش بلدن،دستای من بجای زخم زدن نازت میکنن و کاری میکنن فراموش کنی آدما چقدر بی‌رحمن."
و من تا آخرین روزی که تنت‌ را به مشتی خاک سپردم،بجز نوازش و عشق چیزی از دست‌های تو ندیدم..
-یک دیوانه | یادداشت‌های‌یک‌دیوانه️
5.0
عاشقانه غمگین حقیقت ادبی
به‌هوش‌بودم‌،
از‌اول‌که‌،
دل‌به‌کسی‌نسپاردم؛
شمایل‌تو‌بدیدم،
نه‌عقل‌ماند‌،
نه‌هوشیاری...؛️
5.0
شعر عاشقانه ادبی