تنگ است مدتی ست دل من برایتان
فنجان و آب جوش و .. چرا زود میروید؟
مانده ست روی میز،الفبای چایتان
هر شب میان خاطره ام رنگ میشود
تصویر محرمانه ترین ردّ پایتان
سیگار چندم است؟ به یاد که می کشید؟
آتش گرفته است تمام صدایتان
دردی عجیب در سر من حرف میزند
بد جور بر سرم زده امشب هوایتان
دارد تمام میشود این چند روز هم
چیزی نمانده است بمیرم برایتان️