گفتم ای دل نروی خار شوی،زار شوی بر سر آن دار شوی / بی بر و بی بار شوی نکند دام نهد / خام شوی، رام شوی نپری جَلد شوی / بی پر و بی بال شوی نکند جام دهد / کام دهد از لب خود وام دهد در برت ساز زند رقص کند / کافر و بی عار شوی نکند مست شوی / فارغ از این هست شوی بعد آن کور شوی / کر شوی شاعر و بیمار شوی نکند دل نکنی دل بکند / بهر تو دل دل نکند برود در بر یار دگری / صبح که بیدار شوی
·.¸¸.·♩♪♫ ـבلم تنگ است از این בنیا... 🕊💔 چرایش را نمیـבانم! من این شعر غم ا؋ـزا را... 🕊💔شبے صـבبار میخوانم... چـہ میخواهم از این בنیا... 🕊💔 از این בنیاے ا؋ـسونگر قسم بر پاڪے בریا... 🕊💔جوابم را نمیـבانم! بهارزنـבگانے را... 🕊💔 چنـבین بار بوییـבم... ڪنوט با غصـہ میگویم 🕊💔خـבاونـבا پشیمانم... ـבلم تنگ است از این ב️