برف چه شاعرانه مرا دلداری میدهد . وقتی با دانه های سپیدش رد پای نبودنت را ، آرام از خیابان های شهر پاک میکند . تا فقط کمی مرا به این زمستان دلبسته کند . ️
من به تو فکر میکنم، در مورد تو صحبت میکنم، در مورد تو خواب میبینم و هر چیزی دیگری در زندگی من مربوط به تو است. وقتی به چشمانت نگاه میکنم، حس میکنم که آتش درون رگهایم را میسوزاند در حالیکه قلب من دائماً برای تو میتپد. بیان احساسم کار سختی است. خانواده و دوستانم اسمش را دیوانگی گذاشتهاند، اما من به آن عشق میگویم.🤍🌚️