در جام من، می پیشتر کن ساقی امشب...
️مرا هیچ نیاز مهر خلق نیست، مرا ترسی ز یاد عافیت نیست
️از تو حرف میزنم
چنان نوبرانه میشوم؛
که بهار هم
دهانش آب میافتد …!
زحمتی می کشم از مردم نادان
که مپرس...
به جای اشک روان، کنارم باشی️
هـرگـز آمـد در
دلت کایا کـجـا رفـت آن غریب ...
میفرماید که...💙
من با تو به چَشم آمدم و هیچ نَبودم
چون سایه عدم بود سراپای وجودَم
بر غیرت من عیب مگیر،ای همه خوبی
وقتی که به اندازهی حُسن تو،حَسودم
تقدیر من از بند تو ازاد شدن نیست
دیدی که گشودی دَرو من پرنَگشودم
من نغمهی نِی بودمو چون مویهی عُشاق
با اه درامیخته شد بود و نبودم
یک عمر برای تو غَزَل گفتم و افسوس
شعری که سزاوارِتو باشد،نَسورودم
✨💙️
عهد کردم ک دگر مِی نخورم در همه عمر ب جز از امشب و فرداشب و شب های دگر
️خوش باش دمی که زندگانی ایت است.....
️گویند چرا تو دل بدیشان دادی ؟
والله که من ندادم ایشان بردند ... 👤 ابوسعید ابوالخیر
فاضل نظری :
تقدیر من از بند تو آزاد شدن نیست
دیدی که گشودی در و من پر نگشودم... e²
️
مهم نیست که چشمهایت تجسم است، و آغوشت خیال. همه یادت اینجاست. نگاهت، صدایت، خندههایت. دیگر چه میخواهم؟ …
️ای شعر نفس بریده کم آوردم️
بعد از این دیگر اسیر بند و زندان نیستم
قبل از انکه تو بخواهی از کنارت می روم
اه دیگر در دل سنگ تو مهمان نیستم
می روم تا دیگری خلوت کند با عشق تو
عاشقت بودم ولی دیگر به قران نیستم
گفته بودم بعد تو سخت است حتی یک نفس
بی تو پاییز غم انگیزم، بهاران نیستم
آشنایی من و تو اشتباهی محض بود
بعد از این اسوده ام، دیگر پریشان نیستم... ️
حسین منزوی :
به باورِ دلِ نابـاورم نمیگنجد
هنوز هم که مرا با تو این فراق افتاد
اشتباه انسان اول در ابتدا رهگذرند سپس میهمان می شود و بعد صاحبخانه
️عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
در دل کفر آمدهام تا که به ایمان برسم
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید..
المَرء نِتَاج خَلواتِه
شخصیت انسان نتیجه و ساخته
خلوتهایش است!
️
من بودم و دل بود و کناری و فراغی
این عشق کجا بود که ناگه به میان جست؟
👤وحشی بافقی