تو میتونستی چشمایی که تا ابد فقط تورو میبینه رو داشته باشی، میتونستی لبایی که جز تو احدی رو نبوسیده و بدنی که توسط هیچ کس جز تو لمس نشده رو داشته باشی ؛ پاهایی که وقتی اسمت وسط باشه تا اخر دنیا میاد و قلبی که تا ابد میخواد توش باشی و داشته باشی ؛ ولی تو متاسفانه لیاقت هیچیو نداشتی.️
حس میکنم آخرین سکانس در انتهای شب رو از روی این شعر نزاز قبانی ساختن: "اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت و راه های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم؛ از نو با من آشنا شو."️